<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="yes"?>
<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
  <channel>
    <title>مطالب on حزب پان‌ایرانیست</title>
    <link>https://paniranist.party/newscontent/content/</link>
    <description>Recent content in مطالب on حزب پان‌ایرانیست</description>
    <generator>Hugo</generator>
    <language>fa-IR</language>
    <lastBuildDate>Wed, 07 Jun 2023 09:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <atom:link href="https://paniranist.party/newscontent/content/index.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
    <item>
      <title>حریف ملی‌گرایی ایرانی کیست؟ بی بی سی؟!</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/4548/</link>
      <pubDate>Wed, 07 Jun 2023 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/4548/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2023/06/dba94bfc05416acdba453.jpeg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2023/06/dba94bfc05416acdba453.jpeg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&#xA;&lt;p&gt;گاه یک مصاحبۀ چند دقیقه‌ای نیز کافی‌ست تا صلابت بیان، استحکام استدلال، توان برهان، افکار منسجم و گفتاری مبتنی بر دانش سیاسی، در عین صبوری، آرامش و متانت یک جنش ملی در دفاع از خود و از زبان سخنگویان شایستۀ آن از یک‌سو، و ستیز عصبی، هیستریک، پریشانی، خشم و بی‌دانشی مخالفان این جنبش از سوی دیگر، یکجا، به نمایش گذاشته شود. در نهایت خرسندی باید گفت که این تصویری بود که بی بی سی در مصاحبۀ اخیر خود با حجت کلاشی به نمایش گذاشت. و این بار اول نبود. این برنامه ظاهراً قرار بود مصاحبه‌‌ای باشد به دعوت بی بی سی با حجت کلاشی، به پرسش‌گری ژیار گل، مجری بی بی سی، که در حقیقت به میدان نزاع یک‌طرفه‌ای از سوی مجری این تلویزیون علیه نه تنها حجت کلاشی، بلکه علیه ایستادگی پیکار ملی ایرانیان در دفاع از تمامیت ارضی ایران و در خشم از مخالفتِ پیروزمند و هشیارانۀ ایرانیان علیه کانون منهدم شدۀ «منشورنویسی» بدل گردید. بیننده از هر سو که به این نزاع یک‌طرفه ۲۶ دقیقه‌ای بنگرد، که از قضا به دلایل مشهود با تأخیر غیرعادی منتشر گردید، جز نمایش سوگواری خشم‌آگین بی بی سی فارسی از برهم خوردن بساط منشورنویسانِ زیر چتر تجزیه‌طلبان را نمی‌تواند ببیند. و این بار اول نبود.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اهمیت تخصص‌گرایی</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/4565/</link>
      <pubDate>Mon, 05 Jun 2023 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/4565/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2023/04/S-Tehrani-4.jpg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2023/04/S-Tehrani-4.jpg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#xA;&lt;pre&gt;&lt;code&gt;        &amp;lt;p&amp;gt;از درگذشت دکتر فیروز نادری و نحوه مرگ دلخراش او عمیقا غمگین شدم. به عنوان دانش‌آموخته‌ فیزیک و علاقه‌مند به نجوم، کیهان‌شناسی و حوزه فناوری فضایی، از سال‌های نوجوانی کارهای او را دنبال می‌کردم. توانایی و پشتکار او در رسیدن به جایگاه بالا در حوزه تخصصی‌اش در آمریکا، به عنوان یک مهاجر ایرانی، برایم تحسین برانگیز و الگو بود. اما نظرات و موضع‌گیری‌های سیاسی او در مورد ایران هرگز برایم مرجع و سند نبودند. گرایش و باورم به #تخصص_گرایی به من می‌گفت که فیروز نادری در حوزه سیاست/علوم سیاسی ‘دکتر’ نیست، چه‌بسا کم‌دانش و پرخطا باشد. فیروز نادری در حوزه سیاست یک فرد عادی و کم اهمیت بود.&amp;lt;/p&amp;gt;&#xA;&lt;/code&gt;&lt;/pre&gt;&#xA;&lt;p&gt;کما‌ اینکه موضع‌گیری‌های احساسی، سطحی، ضد و نقیض، و بعضا غلط او گواه این باور است. او که آمریکا را کشور خود ‌می‌دانست، به عنوان شهروند آن کشور خود را محق و موظف به مشارکت در سیاست داخلی آمریکا می‌‌دید. در عین‌‌ حال مهر و دلبستگی‌ به کشور زادگاهش ایران، وی را بر آن می‌داشت که برای کمک به پیروزی و سعادت هم‌تبارانش نیز پا به میدان عمل بگذارد. اما شوربختانه سالها دوری از ایران و آشنا نبودن با پیچیدگی‌های فضای سیاسی ایران و فساد حاکم بر آن، او را در دام‌ لابی‌گر‌های جمهوری اسلامی در آمریکا انداخت. مانند بسیاری دیگر از ایرانیان مهاجر که تابعیت کشور دیگری را هم بدست آورده‌اند، در جدال پایان‌ناپذیر بین دو فرهنگ و هویت و تضاد ذاتی بین وفاداری به کشور زادگاه خویش در‌عین پایبندی به اصول و منافع ملّی کشور دوم و ترجیحات حزبی‌ خود در آن کشور گرفتار بود. تضادی که باعث شد گرایشش به حزب دموکرات در فضای سیاسی آمریکا، از سوی برخی ایرانیان، به بی‌اعتنایی به سرنوشت هم‌تبارانش در داخل ایران تفسیر شود.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>«انجمن‌های مشروطه» در تدارک تشکیل «سازمان مشروطه ایران»؛ نشست «انجمن مشروطه آلمان» در شهر کلن</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/4337/</link>
      <pubDate>Wed, 11 Jan 2023 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/4337/</guid>
      <description>&lt;p&gt;جمعی از مشروطه‌خواهان ساکن خارج از ایران روز یکشنبه هشتم ژانویه ۲۰۲۳ برابر با ۱۸ دی ۱۴۰۱ خورشیدی نشستی در شهر کلن آلمان برگزار کردند. در این نشست با اعلام آغاز به کار رسمی «انجمن مشروطه آلمان»، اعلام شد به زودی انجمن‌های مشروطه در چند کشور از جمله بریتانیا، فرانسه، کانادا و ایالات متحده نیز تأسیس خواهد شد و در پی آن «سازمان مشروطه ایران» شکل خواهد گرفت.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>استراتژی پیروزی خیزش انقلابی ایران باید خواست‌های فراگیر مردم را در چارچوب ملی دنبال کند</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/4231/</link>
      <pubDate>Fri, 09 Dec 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/4231/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/06/حسین-تاجیک.jpg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;حسین تاجیک – هر جنبش انقلابی برای پیروزی نیاز به همدلی و همراهی بیشینه‌ی مردم جامعه دارد. این همدلی و همراهی در ماه‌های گذشته در توده جامعه‌ی ایرانی به وجود آمده و فضای اجتماعی ایران را به حالت انقلابی تبدیل کرده است. جنبش انقلابی ایران از دل ناکارآمدی، خیانت، بی‌قانونی، فساد، فقر و همه رنج‌هایی که در دوران جمهوری برآمده از انقلاب ۵۷ بر جامعه و ملت ایران آوار شده، برخاسته و در پی مرگ دلخراش مهسا- ژینا امینی، نام و دلیل مرگ او را که آزادی پوشش بود به رمز و نماد انقلاب ملی خود بدل کرده است و در سومین ماه این جنبش انقلابی با آگاهی ملی و شجاعت بی‌نظیری به مبارزه و پیشروی ادامه می‌دهد. در این میان جریانات سیاسی بازمانده از جامعه، برای در دست گرفتن رهبری و هدایت این جنبش انقلابی به تکاپوی تفسیر، تعریف و گاهی تحریف این انقلاب ملی افتاده‌اند. آنچه باید به بسیاری ازین جریانات یادآوری شود این است که وجود مانیفستی روشن از آرمان‌ها و خطوط قرمز‌ برای هر نیروی سیاسی و انقلابی ضروری و لازم است تا اکثریت توده جامعه خواسته‌های خود را در پیشانی آن جنبش انقلابی ببینند و بتوانند پاسخ دغدغه‌های خود از آینده را در تصویر نظم فردای انقلاب بیابند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>انقلاب ملّی با قدرت مردم متحد</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/4227/</link>
      <pubDate>Fri, 09 Dec 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/4227/</guid>
      <description>&lt;p&gt;انقلاب ملی در ایران در دوازدهمین هفته خود قرار دارد و پایداری مردم به زودی وارد چهارمین ماه می‌شود. خیزش اخیر که با وجود انوع سرکوب سه ماه دوام آورده، با قتل حکومتی مهسا امینی ۲۲ ساله توسط مأموران گشت ارشاد از ۲۶ شهریورماه پس از خاکسپاری وی در آرامستان سقز آغاز شد و به سرعت درون خود به بازتولید و تکامل خویش پرداخت و برای براندازی جمهوری اسلامی پیش می‌رود.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>آرسام محمودی فعال مشروطه‌خواه بازداشت شد؛آرش کیخسروی‌ به زندان کچویی کرج منتقل شد</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/4188/</link>
      <pubDate>Tue, 29 Nov 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/4188/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/11/Untitled-1-copy.jpg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/11/Untitled-1-copy.jpg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&#xA;&lt;p&gt;موج بازداشت‌های گسترده برای سرکوب خیزش ملّی ایران ادامه دارد. آرسام محمودی فعال مشروطه‌خواه صبح امروز در تهران بازداشت شد. وریا غفوری که هفته گذشته به اتهام «توهین و تخریب تیم ملی فوتبال ایران و تبلیغ علیه نظام» بازداشت شده بود، صبح امروز با سپردن وثیقه بطور موقت از زندان آزاد شد.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>گلچینی از شعارهای ایران‌گرایانه دانشجویان سراسر کشور در خیزش سراسری ملت ایران</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/4132/</link>
      <pubDate>Tue, 08 Nov 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/4132/</guid>
      <description></description>
    </item>
    <item>
      <title>یک انقلاب ملی و مدرن برای ایران آزاد و متحد</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/4031/</link>
      <pubDate>Tue, 11 Oct 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/4031/</guid>
      <description>&lt;h4&gt;– جوانان و نوجوانان غالبا دهه هشتادی و حتی دهه نودی که جمهوری اسلامی تلاش داشت آنها را «سربازان فرمانده» جا بزند، با هوشمندی و خلاقیت‌هایی که به خرج می‌دهند «خواب فرمانده» را آشفته کرده‌اند.&lt;br&gt;&#xA;– مرحله نخست براندازی از سال ۹۶ با شعار «اصلاح‌طلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» و با عبور از اصلاح‌طلبانی که بیش از دو دهه ظرفیت‌ها و تمایلات اعتراضی مردم را به سُخره گرفته و هدر داده بودند، آغاز گشت و با آبان ۹۸ ادامه یافت و در سه هفته گذشته مسیر تکمیلی و نهایی در پیش گرفت.&lt;br&gt;&#xA;– شکل‌ گرفتن رهبری انقلاب ملی برای عبور نهایی از فاشیسم مذهبی به ایرانِ آزاد و متحد، از کف خیابان‌های ایران و توسط همان مردمی به نتیجه خواهد رسید که طی سه هفته گذشته دنیا را شگفت‌زده کرده‌اند.&lt;br&gt;&#xA;– جمهوری اسلامی به شدت نگران فروپاشی ساختار ویرانگر و فاسدیست که با بهمن۵۷ در ایران بنا شد. ساختاری که «قدرت و حاکمیت مردم» تهدیدی علیه آن و انقلاب ارتجاعی‌اش است.&lt;/h4&gt;&#xA;&lt;p&gt;ماشین تبلیغات و سرکوب جمهوری اسلامی طی سه هفته گذشته در چند مرحله «پایان اعتراضات» را اعلام و از «فضای آرام» شهرهای مختلف خبر داد اما ساعاتی بعد دوباره این اعتراضات در خیابان و مدارس و دانشگاه‌ها فوران کرد و فریاد آزادیخواهی از سر گرفته شد.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>جمهوری اسلامی می‌کشد ولی گردن نمی‌گیرد؛ رسانه سپاه: سارینا اسماعیل‌زاده هم‌ خودکشی‌ کرده است</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/4005/</link>
      <pubDate>Fri, 07 Oct 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/4005/</guid>
      <description>&lt;p&gt;خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، ویدئویی منتشر کرده است تا مرگ سارینا اسماعیل‌زاده را خودکشی گزارش کند.&lt;/p&gt;&#xA;&lt;p&gt;در این ویدئو خبرنگار تسنیم خطاب به مصاحبه‌شونده می‌گوید: «دختر شما خودکشی کرده و ضدانقلاب از این سوءاستفاده کرده است». مادر سارینا در پاسخ می‌گوید که دخترش تیزهوش بوده و روی درسش تمرکز داشته و «اهل این حرف‌ها نبوده است».او در این مصاحبه که بیشتر شبیه اعتراف تلویزیونی است، می‌گوید سارینا سابقه اقدام به خودکشی داشته است.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>داستان پر اشکِ نیکا شاکرمی در گفتگو با یکی از نزدیکان؛ از شور زندگی و نقاشی حرفه‌ای تا خاکسپاری غریبانه و بازداشت اطرافیان</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3989/</link>
      <pubDate>Tue, 04 Oct 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3989/</guid>
      <description>&lt;h4&gt;– از غسالخانه آرامستان با خانواده نیکا تماس گرفتند و اطلاع دادند که که نیروهای امنیتی گفته‌اند نیکا نباید اینجا دفن شود و جنازه را از غسالخانه گرفتند و مقاومت مسئولان قبرستان هم بی‌فایده بود و در نهایت پیکر را به حیات‌الغیب بردند.&lt;br&gt;&#xA;– برخی منابع غیررسمی در تماس‌ با خانواده نیکا مدعی شدند که نیکا هفته اول را در اختیار سازمان اطلاعات سپاه (ساس) بوده و بعد از اتمام بازجویی به زندان اوین منتقل شده؛ پیگیری خانواده از زندان اوین اما نشان می‌دهد که ورود او به این زندان هیچوقت ثبت نشده است.&lt;br&gt;&#xA;– بینی نیکا کاملا خُرد شده بود، پیشانی‌اش شکسته بود و جمجمه‌اش به دلیل ضربات پی‌ در پی با جسم سخت متلاشی بود و چهره او به سختی قابل شناسایی بود.&lt;br&gt;&#xA;– «نیکا خیلی سرزنده و شاداب بود. خیلی رُک بود و به شدت اصرار داشت مستقل باشد حتی چند وقت پیش با اینکه نیاز مالی نداشت، در یک کافه کار می‌کرد. بلندپرواز بود و مهربان.»&lt;/h4&gt;&#xA;&lt;p&gt;روشنک آسترکی : نیکا شاکرمی یکی از جانباختگان جنبش ملی و آزادیخواهی شهریور ۱۴۰۱ است که تنها چند روز مانده به تولد ۱۷ سالگی‌اش در تهران جان باخت. پیکر او پس از ۱۰ روز پنهانکاری توسط مسئولان امنیتی، در سردخانه کهریزک از سوی خانواده شناسایی شد. نهایتا روز دوشنبه پیش از خاکسپاری در آرامستانی در خرم‌آباد که مورد نظر خانواده بود، چندین امنیتی وی را ربودند و  در روستایی دورافتاده بدون حضور اعضای خانواده به خاک سپردند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بودجه‌های کلانی که بجای تأمین مردم و کشور، صرف نهادهای فعال در سرکوب اعتراضات می‌شود</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3944/</link>
      <pubDate>Mon, 26 Sep 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3944/</guid>
      <description>&lt;p&gt;– برای پیشبرد ابعاد مختلف سرکوب معترضان طی روزهای گذشته زیرمجموعه‌های ستاد کل نیروهای مسلح، وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قوه قضاییه، نهادهای تبلیغاتی-حوزوی، وزارت ارتباطات، صداوسیمای جمهوری اسلامی و چندین وبسایت خبری حکومتی در جهت تولید محتوای دروغ و سانسورشده فعالیت می‌کنند.&lt;br&gt;&#xA;– جمهوری اسلامی که در مورد امکانات و تجهیزات اورژانس و امداد برای ایجاد رفاه شهروندان با تنگ‌نظری رفتار می‌کرد حالا آمبولانس‌های موجود در کشور را به امکاناتی در اختیار سرکوبگران تبدیل کرده است.&lt;br&gt;&#xA;– بررسی بودجه این وزارتخانه‌ها و نهادها که بخشی از آن برای سرکوب‌ اعتراضات، منحرف کردن و تخریب آن در فضای مجازی و رسانه‌های داخلی و… هزینه می‌شود، رقم کلانی از بودجه سالانه ایران را به خود اختصاص می‌دهد.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیروزی در چند گام</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3947/</link>
      <pubDate>Mon, 26 Sep 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3947/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/02/Hojat-kalashi-e1654932361774.png&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;حجت کلاشی : «ما همه مهسا هستیم» و «می کشم هرآنکه خواهرم کشت» نشان می‌دهد که «مهسا» به نماد و اسطوره یک ملت تبدیل شده. همه ایرانیان از شمال تا جنوب و باختر تا خاور، خود را مهسا دانسته و به خونخواهی او برخاسته‌اند. پیشتر در تاریخ دور و دراز ما، جایی در اسطوره‌ها، سوگ سیامک و سیاوش به حماسه بزرگ ملی تبدیل شده بود که پیامدش شکست دشمن و کامیابی ایرانیان بود و اکنون در پس سوگ مهسا، دلاورانی «می‌جنگند تا ایران را پس بگیرند». این حماسه، در اولین گام، روایتی که جریان‌های ضد ایرانی در کردستان، آذربایجان و نواحی دیگر ساخته بودند، در هم شکست و سوزاند و خاکسترش را به باد داد. آنها کوشیده بودند به کمک رسانه‌ها یک روایت بسازند و تمام هنر و سرمایه آنها همین روایتی بود که ساخته بودند تا خویشاوندی و وحدت ملت ایران را نابود کنند. آنها به ما گفته بودند که- شما ساکنان این کشور- ربطی بهم ندارید غمخوار یک کرد فقط کرد است یا غمخوار یک آذربایجانی(البته بقول آنها تورک) یک آذربایجانی ست و …و البته تنها این نبود، تخم کین و تفرقه هم می کاشتند. اما روح ملی، فرای این تبلیغات به پرواز درآمد. نشان داد که ملت ایران آنسوی این داستان‌ها، به وحدت و ملت بودن خود، آگاهی دارد. تمام دنیا با تابلویی حماسی روبرو شد که در آن ایرانیان از شهرهای گوناگون نه تنها خونخواه مهسا هستند بلکه خودِ مهسا هستند و به برانداختن نظامی برآمده‌اند که یکی از پیامدهایش چنین فاجعه‌ای ست. جنبش ملی در صحنه ایستاده و با نظام امت و ولایت می‌جنگد تا نظام ملی خود را از نو برپا کند. این ایستادن و مبارزه کردن باید روایت شود. اگر چه برخی رسانه‌های ریز و درشت دیگر کوشیدند با دعوت از گروههای تروریستی مانند مجاهدین، کومله و دموکرات و تضامن، آنها را به پرچم‌دار این مبارزات تبدیل و ایران را به میدان نبرد ده‌ها گروه تروریستی تبدیل کنند تاکنون نتوانسته و شکست خورده‌اند. جنبش ملی اگر چه بی رسانه است و رسانه‌ای ندارد که رویدادها را از دریچه جنبش ملی روایت کند و به تصویر بکشد، اما در این نبرد نابرابر تاب آورده و بر بدخواهان چیره شده. در گام نخست باید ارزش این #جنبش_ملی  شناخته و درست روایت شود، این جنبش گرامی درون این شناخت و این روایت به بلوغ و تکامل می‌رسد و می‌تواند بر نظام استبداد امت و ولایت چیره شده و نیروها و‌ موانع برپایی نظام ملی را از سر راه بر دارد&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مردم آمده‌اند که کار را تمام کنند! اعتراضات به سوی انقلاب می‌رود…</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3936/</link>
      <pubDate>Sat, 24 Sep 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3936/</guid>
      <description>&lt;p&gt;– یک شهروند از استان البرز: «مردم چشم در چشم نیروهای بی‌سیم به دست امنیتی و نیروهای یگان ویژه مسلح نگاه می‌کنند و با خشم فریاد می‌زنند امسال سال خونه سید علی سرنگونه یا این آخرین پیامه هدف خود نظامه».&lt;br&gt;&#xA;– «فاز اعتراضات از چهارشنبه بطور مشخص وارد فاز «انقلاب» شده. مردم آمده‌اند که کار را تمام کنند.»&lt;br&gt;&#xA;– شهروندی از تبریز: «در تبریز فضای شهر یادآور همان سلحشوری و ایستادگی است که ما از مشروطه شنیدیم. انگار تاریخ تکرار شده و همان مردم فلاکت‌زده و درگیر با فقر و قحطی و بیماری، عزم خودشان را برای تغییر سرنوشت جمعی‌شان جزم کرده‌‌اند.»&lt;br&gt;&#xA;– یک شهروند از تهران: «ما نیازمند یک رهبر سازمانی هستیم. یعنی رهبری که نه تحلیل کند و نه در نقش یک رهبر معنوی فقط امید بدهد. ما در میدان مبارزه هستیم و رهبر سازمانی می‌خواهیم که تاکتیک‌های مبارزه را در سرتاسر ایران ترسیم و مردم را هدایت کند.»&lt;br&gt;&#xA;– به نظر می‌رسد اتاق فکر جمهوری اسلامی که در ابتدا به دنبال پرژوه‌ی بی‌خطر «مطالبه» برای برچیده شدن گشت ارشاد بود و پس از ناکامی، برای سوزاندن پرچم جمهوری اسلامی «وامصیبتا» راه انداخت و باز هم شکست خورد، حالا در حال تجهیز یک جبهه‌ی روانی با چهارتا آدم برای جنگ روانی و ایجاد فضای وحشت با طبل توخالی و بلندگوی نوحه در سطح شهرهاست.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>زن، زندگی، آزادی</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3918/</link>
      <pubDate>Fri, 23 Sep 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3918/</guid>
      <description>&lt;p&gt;– اعتراضات سراسری شهریور ۱۴۰۱ بر اساس «منافع» یا «حقوقی» بخشی از مردم ایران، از نظر جغرافیایی، جمعیتی و صنفی نیست بلکه همه مردم اصل نظام را هدف قرار داده‌اند.&lt;br&gt;&#xA;– جمهوری اسلامی از آنجا که هیچ پیوندی با تاریخ و فرهنگ ایران ندارد، سردمدارانش درک نمی‌کنند که سوگواری‌های ملی در این کشور حماسه‌ آفریده است؛ از سوگ «سیامک» و «سیاوش» تا سوگ «مهسا».&lt;br&gt;&#xA;– طی روزهای گذشته «قدرت ملت در خیابان» به نمایش گذاشته شده و «روح و اراده ملی» رهبر هدایتگر معترضان شهریور ۱۴۰۱ بوده است.&lt;br&gt;&#xA;– جنبش دانشجویی در ایران که سال‌ها در چهارچوب جناحین نظام حرکت می‌کرد و مواضع سیاسی آن بیش از دو دهه در خدمت بال اصلاح‌طلب نظام بود، یکی از بازوهای توانمند اعتراضات کنونی به شمار می‌رود.&lt;br&gt;&#xA;– در صدر اعتراضات اما زنان ایستاده‌اند که در این اعتراضات پوسته تحقیر و سرکوب مزمن را شکافته و گُردآفریدهایی تاریخ‌ساز شده‌اند.&lt;br&gt;&#xA;– موج اعتراضات همزمان جناجین نظام را به تکاپو وا داشته و اتاق فکرهای امنیتی‌ سراسیمه در حال سناریوسازی هستند.&lt;br&gt;&#xA;– اگر زنان و دختران روسری خود را برداشته و می‌سوزانند به این معنا نیست که آنها فقط به دنبال نداشتن روسری و یا «جمع کردن گشت ارشاد» هستند! بلکه از آنجا که حجاب اجباری یکی از مهمترین‌ ابزارهای جمهوری اسلامی برای انقیاد زنان و یکی از نمادهای مهم حکومت اسلامی است، زنان و دختران ایران، این ابزار و نماد نظام را به آتش می‌کشند!&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>عطر قدیمی مهر و تلخکامی‌های کنونی</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3901/</link>
      <pubDate>Sat, 10 Sep 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3901/</guid>
      <description>&lt;p&gt;-بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی تحصیل و وسایل آموزش از ابتدایی تا پایان دوره متوسطه «رایگان» است اما نه تنها هیچ نشانی از اجرای این قانون نیست، بلکه توسط دولت‌های مختلف زیر پا گذاشته می‌شود چرا که مدارس دولتی نیز به اسم «کمک‌های داوطلبانه» که در عمل اجباریست، شهریه دریافت می‌کنند!&lt;br&gt;&#xA;– سرویس رفت ‌و آمد برای دانش‌آموزان مدارس دولتی و غیرانتفاعی در شهرهای مختلف در حال حاضر بطور متوسط از ماهی یک تا ۵ میلیون تومان هزینه دارد.&lt;br&gt;&#xA;– قیمت لباس فرم در مدارس دولتی از حداقل ۳۵۰ هزار تومان تا ۵۰۰ هزار تومان و در مدارس غیرانتفاعی بر اساس کیفیت پارچه تا یک و نیم میلیون تومان است.&lt;br&gt;&#xA;– نوشت‌افزار بین ۱۳۰ تا ۳۰۰ درصد نسبت به پارسال افزایش قیمت داشته و بسیاری از اقلام مثل ماژیک هایلایت و لاک غلط‌‌گیر از فهرست خرید خانوار حذف شده است.&lt;br&gt;&#xA;– کیف مدرسه در نمایشگاه‌های دولتی از ۳۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار تومان است. در فروشگاه‌ها اما قیمت‌ها میلیونی است و برخی برندهای خارجی تا ۵ میلیون هم قیمت دارند.&lt;br&gt;&#xA;– تولیدکنندگان داخلی برای رعایت الگوهای اسلامی و تبلیغاتی برای نوشت‌افزار به ویژه جلد دفتر به شدت زیر فشار هستند.&lt;br&gt;&#xA;– اگر خانواده‌ای دارای دو فرزند مدرسه‌ای باشد، هزینه فقط کیف و نوشت‌افزار و لباس فرم برای آنها از دستمزد ماهانه یک کارگر بیشتر می‌شود!&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>وضعیت هولناک مسکن؛ از اجاره‌نشینی‌ و سرپناه‌های عجیب تا بی‌خانمانی!</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3872/</link>
      <pubDate>Fri, 26 Aug 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3872/</guid>
      <description>&lt;p&gt;– مستأجران در ایران به معنای واقعی کلمه «خانه‌به‌دوش» شده و به دلیل گرانی اجاره‌بها ناچارند هر یک یا دو سال خانه و حتی محله و منطقه محل سکونت خود را تغییر داده و به محله‌ای ارزان‌تر بروند.&lt;br&gt;&#xA;– مهاجرت برای فرار از ریزگرد، کمبود آب، خشکسالی یا بیکاری از جمله دلایلی است که جابجایی جمعیتی برخی استان‌ها به شهرهای بزرگ و پایتخت را افزایش داده است.&lt;br&gt;&#xA;– حرکت معکوس از مالکیت به مستأجری، از مستأجری به بدمسکنی و به تازگی از بدمسکنی به بی‌خانمانی در ایران گسترش می‌یابد.&lt;br&gt;&#xA;– افزایش جمعیت بی‌خانمان‌ها در ایران وقتی بیشتر اهمیت پیدا می‌کند که اساسا قانونگذاران نظام نگاهی جرم‌انگارانه به بی‌خانمانی و بی‌سرپناهی دارند!&lt;br&gt;&#xA;– احتمال اینکه ادامه وضعیت کنونی ایران را شبیه هند کند و خانوارهای بی‌سرپناه به عنوان یک قشر بسیار بزرگ از افرادی تشکیل شوند که عمر خود را در بی‌خانمانی سپری می‌کنند و مانند ارثیه به نسل‌های بعدی آنان نیز می‌رسد وجود دارد. این معضل با توجه به سیاست‌های غیرمسئولانه‌ی افزایش جمعیت جمهوری اسلامی که کاملا غیرکارشناسی و بدون ایجاد زیرساخت‌های لازم تبلیغ می‌شود و قشرهای تنگدست و پایین جامعه همواره طعمه اصلی چنین طرح‌ها و تبلیغات و تطمیع آنها هستند بسیار جدیست.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>دکتر جواد طباطبایی و ضرورت پرابلماتیزه کردن ایران</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3858/</link>
      <pubDate>Thu, 25 Aug 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3858/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/08/امیر-آقاجانی.jpeg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/08/امیر-آقاجانی.jpeg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#xA;&lt;pre&gt;&lt;code&gt;        &amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;امیر آقاجانی: &amp;lt;/strong&amp;gt;دکتر طباطبایی در بخش پانزدهم نوشتار مهم «دل ایرانشهر» اشاره می‌کند که مفهوم پیچیدۀ ملیت ایرانی با مقدمات دیانت ایدئولوژیکی که بر وضعیت‌های سیاه و سفید و «یا این، یا آن» استوار است، فهمیده نمی‌شود. در واقع دیانت ایدئولوژیکی در ذات خود تبدیل به «مانعی معرفتی برای فهم ملیت ایرانی» شده است، زیرا ملیت ایرانی برخلاف دیانت ایدئولوژیکی، امری فرهنگی است که «اولاً و بالذات سیاسی نیست، و بر پایۀ فرهنگ فراگیر ایرانی تکوین یافته است» و اتفاقاً این تکوین ملیت ایرانی مبتنی بر وحدتِ کثرت‌های آن بوده است. همچنین در بخش هفدهم ادامه می‌دهد که اساساً، با ایدئولوژیکی کردن دیانت و قرار دادن آن بیرون از فرهنگ فراگیر ایرانشهری، مفهوم ملیت ایرانی و وضع متفاوت تحول آن به طور تاریخی، مورد بی‌اعتنایی قرار گرفته و حاکمیت با تلقی غیرملی و با بنیان‌های نظری و اهدافی نامتناسب با واقعیات ایران و شرایط ملیت ایرانی در حال ادارۀ کشور است، که با تداوم این شرایط باید شاهد بحران‌های جدی برای ملت و کشور ایران بود. همچین ایشان در بخش هجدهم اشاره می‌کنند که «سیاست‌گذاری‌های حکومت در دهه‌های اخیر که در بی‌اعتنایی به ویژگی‌های ایران تاریخی است، موجب شده است که چنان که باید نتواند تصوری از الزامات منافع ملی داشته باشد».&amp;lt;/p&amp;gt;&#xA;&lt;/code&gt;&lt;/pre&gt;&#xA;&lt;p&gt;باید توجه داشت الزامات منافع ملی یعنی آنکه مقدماتی لازم است فراهم آید تا منافع ملی تأمین شود. این مقدمات در فهم تحول تاریخی ملیت ایرانی و در فهم صحیح فرهنگ فراگیر ایرانی و کارکرد آن نهفته است. در واقع، تصور درست از الزامات منافع ملی داشتن، منوط است به توجه به ویژگی‌های ایران تاریخی که مبنایی فرهنگی دارد –و نه مبتنی بر یک دیانت ایدئولوژیکی-، و این یعنی توجه به فرهنگ فراگیر ایرانشهری به عنوان رکن اصلی ملیت ایرانی.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>«گشایش اقتصادی» با توافق اتمی؟ برای مردم یا برای جمهوری اسلامی؟!</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3839/</link>
      <pubDate>Sat, 20 Aug 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3839/</guid>
      <description>&lt;ul&gt;&#xA;&lt;li&gt;در دوران برجام نیز درآمد ناشی از خام‌ فروشی نفت در زیرساخت‌های اقتصادی و برای تقویت بنیه‌ی اقتصاد و تولید هزینه نشد و به همین دلیل بلافاصله با اعلام خروج دونالد ترامپ از برجام روزگار سیاه رکود تورمی بازگشت!&lt;/li&gt;&#xA;&lt;li&gt;رقم بدهی دولت به بانک مرکزی بیش از درآمد نفتی عربستان سعودی طی شش ماه نخست امسال است. این مقایسه نشان می‌دهد حتی با برداشته شدن تحریم‌ها نیز دولت برای پرداخت این بدهی راه درازی در پیش دارد!&lt;/li&gt;&#xA;&lt;li&gt;در سال‌هایی که جمهوری اسلامی با پافشاری بر اهداف ایدئولوژیک خود در منطقه و جهان، برای برداشته شدن تحریم‌ها فرصت‌‌ها را می‌سوزاند، کشورهای منطقه با سرعت در حال توسعه اقتصادی و تثبیت موقعیت خود‌ در بازارهای جهانی بودند.&lt;/li&gt;&#xA;&lt;li&gt;موانع رشد اقتصادی در ایران نه تحریم‌های خارجی بلکه مشکلات ساختاری و حقوقی در داخل است؛ همان ضعف و ناکارآمدی که به «تحریم داخلی» یا «خودتحریمی» معروف شده است.&lt;/li&gt;&#xA;&lt;/ul&gt;&#xA;&lt;p&gt;سرنوشت مذاکرات هسته‌ای در حالی همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد که بیم و امیدها در اقتصاد ایران نیز به اوج خود رسیده است.  بخشی از فعالان اقتصادی امیدوارند با احیای برجام گشایشی در کشور و در روند کسب ‌و کارها ایجاد شود. برخی دیگر می‌گویند حتی اگر نتیجه مذاکرات منفی هم باشد، باز هم بهتر از بلاتکلیفی و انتظار بازار است. مشکلات ساختاری، نفوذ شبکه‌ای مافیاهای رانتی، نظام پولی و هزینه‌های غیرشفاف در کنار زیرساخت‌های در حال افول و ویرانی، این پرسش را مطرح می‌کند که حتی اگر برجام «احیا» شود آیا «گشایش اقتصادی» در زندگی مردم ایجاد خواهد شد؟&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>افزایش شمار «خودکشی» ناشی از ناامیدی نسبت به بهبود شرایط اقتصادی- اجتماعی</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3794/</link>
      <pubDate>Sat, 13 Aug 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3794/</guid>
      <description>&lt;p&gt;– طی ۸۰ روز گذشته دست‌کم ۱۲ کارگر در ایران به دلیل خودکشی جان خود را از دست دادند.&lt;br&gt;&#xA;– در دو سال گذشته آمار خودکشی در میان کودکان و نوجوانان افزایش یافته و سن خودکشی به ۸-۹ سال کاهش یافته است.&lt;br&gt;&#xA;-آمارهای مربوط به خودکشی در ایران نشان می‌دهد این پدیده تنها مرتبط با افرادی در دسته خاص درآمدی یا اجتماعی نیست و در سال‌های اخیر خودکشی در میان اقشار مختلف افزایش داشته است.&lt;br&gt;&#xA;– «نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی»، «عدم رفاه اقتصادی»، «فقر» و «بیکاری» از عوامل موثر در بروز «آسیب‌های اجتماعی» شناخته می‌شوند. قابل توجه اینکه اکثر خودکشی‌های گزارش شده در ایران طی سال‌های اخیر ریشه‌ در فقر و نابرابری اقتصادی دارند.&lt;br&gt;&#xA;– مقامات حکومتی هم مثل همیشه به دنبال پاک کردن صورت مسئله و ظاهرسازی هستند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارنامه یکسال دولت «قاضی مرگ»</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3716/</link>
      <pubDate>Sat, 06 Aug 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3716/</guid>
      <description>&lt;p&gt;– ابراهیم رئیسی بارها از «اقدامات جهادی» و «قاطع» و «انقلابی» برای برطرف کردن مشکلات کشور خبر داد اما با گذشت یکسال همچنان دولت وی گیج و بی‌عمل است.&lt;br&gt;&#xA;– ابلاغیه‌های یک‌شبه، سیاست‌های دستوری، واکنش‌های عوام‌فریبانه و عدم انسجام و هماهنگی در بخش‌های مختلف تیم اقتصادی دولت، همان «مدیریت جهادی» در جمهوری اسلامی است.&lt;br&gt;&#xA;– حضور سرداران سپاه انقلاب اسلامی در دولت نشان داد برخلاف تبلیغات یا تصورات، پاسدارها جز در سرکوب و خونریزی حتی در ساده‌ترین امور اجرایی کشور عُرضه ندارند و مانند کلیت جمهوری اسلامی فقط «حرف» هستند و «ادعا»!&lt;br&gt;&#xA;– در شرایطی که جمهوری اسلامی خود را برای سرکوب بیشتر و جلوگیری از بروز اعتراضاتی چون دی۹۶ و آبان۹۸ آماده کرده، فضای اجتماعی با روی کار آمدن دولت «قاضی مرگ» بیش از پیش بسته شد.&lt;br&gt;&#xA;– تشدید مشکلات اقتصادی در ایران سبب «زنانه شدن فقر» شده و اشتغال زنان با مشکلاتی بیش از گذشته روبرو شده است.&lt;br&gt;&#xA;– برای مردم نه دولت اصلاح‌طلب حسن روحانی و نه دولت اصولگرای ابراهیم رئیسی فرقی ندارد. آنها جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند!&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>«رضاشاه روحت شاد»؛ حق بازگشت به شاهراه ترقی و توسعه</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3237/</link>
      <pubDate>Sat, 04 Jun 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3237/</guid>
      <description>&lt;ul&gt;&#xA;&lt;li&gt;هرچند اعتراضات مردمی سال‌های اخیر از پاییز و زمستان ۹۶ تا کنون، هر یک به دلیل متفاوتی شکل گرفت اما همه آنها یک افق مشخص را در چشم‌انداز دارند: نه به انقلاب ۵۷ و در نتیجه نه به جمهوری اسلامی.&lt;/li&gt;&#xA;&lt;li&gt;خودآگاهی جمعی جامعه در حالی به صورت شعارها و حرکت‌های گروهی نشان داده می‌شود که مدت‌هاست با «رضا شاه روحت شاد» از استادیوم‌ها تا خیابان‌های تهران و آبادان، مشهد و قم و دامنه‌های زاگرس و البرز و… تکرار می‌گردد.&lt;/li&gt;&#xA;&lt;li&gt;جمهوری اسلامی از یکسو نمی‌تواند چنین نیروی اجتماعی بزرگی را نادیده بگیرد و از سوی دیگر به شدت از آن در هراس است. پس تلاش می‌کند با تبلیغات و بسیج نیرو، در برابر قدرت تاریخی رضاشاه و پهلوی‌ها از موجودیت در حال زوال خود محافظت کند!&lt;/li&gt;&#xA;&lt;/ul&gt;&#xA;&lt;p&gt;اعتراضات مردمی در ایران با ضرباهنگ شدید و به شکلی فراگیر ادامه دارد. این اعتراضات از یکسو فواصل آنها کوتاه‌تر شده و از سوی دیگر شعارهای مردم با به پرسش کشیدن انقلاب ۵۷ و یادآوری مسیر توسعه‌‌ و رفاه‌‌پرور دوران پهلوی، عبور قطعی از جمهوری اسلامی را نشانه گرفته است. هرچند اعتراضات مردمی سال‌های اخیر از پاییز و زمستان ۹۶ تا کنون، هر یک به دلیل متفاوتی شکل گرفت اما همه آنها یک افق مشخص را در چشم‌انداز دارند: نه به انقلاب ۵۷ و در نتیجه نه به جمهوری اسلامی.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>چرا شکست‌ها و اشتباهات سیاسی در ایران «بازنشستگی سیاسی» ندارد؟!</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3195/</link>
      <pubDate>Fri, 18 Feb 2022 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3195/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2020/02/-تاجیک-e1658258368664.jpeg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;حسین تاجیک : جریانی که اشتباهات استراتژیک از آن سر زده باشد، در بهترین حالت باید سال‌ها به منظور بازیابی و بازسازی اعتبار و اعتماد از دست رفته نزد افکار عمومی تلاش دوچندان کند تا شاید با استراتژی جدید و جبران پیامدهای آن اشتباه یا اشتباهات، بتواند آرام آرام دوباره جایی در فضا و جامعه‌ی سیاسی پیدا کند. البته جبران مافات و بازسازی اعتبار از دست رفته، همیشه به‌ سادگی‌ امکان‌پذیر نیست.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>آموزگاران ایران در خیابان درس همبستگی و حقوق انسانی می‌دهند</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/2186/</link>
      <pubDate>Sat, 18 Dec 2021 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/2186/</guid>
      <description>&lt;p&gt;– هفته گذشته ایران شاهد بزرگترین اعتراض سراسری آموزگاران در تاریخ خود بود. ده‌ها هزار آموزگار در بیش از ۱۰۰ شهر به خیابان آمدند و خواهان حقوق صنفی خود شدند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیدا تهرانی : ۱۶ آذر؛ آیا روز دانشجو روح دانشجویی را نمایندگی و تقویت می‌کند؟ </title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/2411/</link>
      <pubDate>Thu, 09 Dec 2021 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/2411/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/06/شیدا-تهرانی.jpeg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;شیدا تهرانی : چند دهه است که ۱۶ آذر به عنوان روز دانشجو در تقویم رسمی ایران نام‌گذاری شده و هرساله انجمن‌ها و تشکّل های دانشجویی برنامه‌های عمدتا سیاسی و جنجال برانگیزی برای گرامیداشت این روز در دانشگاه‌ها برگزار می‌کنند. امّا آیا این روز اساسا روح دانشجویی را نمایندگی و تقویت ‌می‌کند؟ برای پاسخ به این پرسش نخست می‌بایست به ریشه یابی علّت نام‌گذاری این روز به عنوان روز دانشجو پرداخت و در وهله‌ی دوم هدف از تأسیس دانشگاه و پرورش دانشجو و مفهوم و مقصود از دانشجو بودن را شکافت. برای ریشه یابی علّت نام‌گذاری ۱۶ آذر به نام روز دانشجو ، به ناچار باید به وقایع سیاسی سال ۱‌‌۳۳۲ بازگشت.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیدا تهرانی : ۱۶ آذر؛ آیا روز دانشجو روح دانشجویی را نمایندگی و تقویت می‌کند؟</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/2191/</link>
      <pubDate>Wed, 08 Dec 2021 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/2191/</guid>
      <description>&lt;p&gt;چند دهه است که ۱۶ آذر به عنوان روز دانشجو در تقویم رسمی ایران نام‌گذاری شده و هرساله انجمن‌ها و تشکّل های دانشجویی برنامه‌های عمدتا سیاسی و جنجال برانگیزی برای گرامیداشت این روز در دانشگاه‌ها برگزار می‌کنند. امّا آیا این روز اساسا روح دانشجویی را نمایندگی و تقویت ‌می‌کند؟ برای پاسخ به این پرسش نخست می‌بایست به ریشه یابی علّت نام‌گذاری این روز به عنوان روز دانشجو پرداخت و در وهله‌ی دوم هدف از تأسیس دانشگاه و پرورش دانشجو و مفهوم و مقصود از دانشجو بودن را شکافت. برای ریشه یابی علّت نام‌گذاری ۱۶ آذر به نام روز دانشجو ، به ناچار باید به وقایع سیاسی سال ۱‌‌۳۳۲ بازگشت.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>حسین تاجیک : وظیفه اپوزیسیون چیست ؟</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/2189/</link>
      <pubDate>Wed, 01 Jan 2020 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/2189/</guid>
      <description>&lt;p&gt;حجت کلاشی در مصاحبه اخیرش با کانال یک، پارادایم اتمسفر سیاسی ایران را به وضوح شرح داد. اینکه جامعه ایران و مهمتر از آن اپوزیسیون برای گذار از جمهوری اسلامی دو راهکار در پیش روی خویش می‌بیند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>محمد آمره: شام ترکی،نگاه ایرانی به تهاجم ترکیه</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/2503/</link>
      <pubDate>Sun, 10 Nov 2019 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/2503/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/02/WhatsApp-Image-2022-02-05-at-2.24.37-PM.jpeg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/02/WhatsApp-Image-2022-02-05-at-2.24.37-PM.jpeg&#34; alt=&#34;محمد آمره&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&#xA;&lt;p&gt;در هفته‌های اخیر دور دوم توسعه‌طلبی اردوغان در شمال سوریه با عنوان عملیات چشمه صلح برای عقب راندن کُردها از مرز مشترک سوریه و ترکیه و پاک‌سازی جمعیتی آغاز شد. اردوغان توانست پس از مدت‌ها رایزنی با دولت آمریکا موافقت این کشور برای ایجاد حائل 30 کیلومتری در شمال سوریه را بگیرد. این نقش‌آفرینی ترکیه در شمال سوریه به‌ویژه برای نیروهای میهن‌دوست کمی پیچیده و گیج‌کننده است. چراکه چندین عامل متناقض در حال شدن است و ازاین‌رو اتخاذ تصمیم و رویه مناسب را برای سیاستمدارن و تحلیل گران سخت می‌کند به‌ویژه که در فضای سیاست زده کشور هر تصمیمی می‌تواند مخالفت عده‌ای را برانگیزد؛ بنابراین در حمله ترکیه به شمال سوریه اولین مسئله‌ای که ما با آن مواجه هستیم این سؤال است که موضوع ما در قبال حمله ترکیه به شمال سوریه چه به باید باشد؟ البته از نگاه انسانی یک جواب بیشتر وجود ندارد و آن محکومیت بدون چون‌وچرا حمله ترکیه به کُردهاست. کشتار مردمان بی‌گناه که سال‌هاست درگیر مصائب جنگ و خشک‌سالی و آوارگی هستند دل هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد؛ اما مسئله پیچیده‌تر از این نگاه انسان دوستانه است باید کمی بی‌پرده سخن گفت.&lt;br&gt;&#xA;در مسئله حمله ترکیه به شمال سوریه چندین نکته و نگاه وجود دارد که برای رسیدن به نتیجه درست باید هم‌زمان بررسی شوند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>حجت کلاشی: روند گذار به دولت ملی و تشریح نظریه «بازگشت به مشروطه»</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/2215/</link>
      <pubDate>Wed, 23 Oct 2019 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/2215/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2019/10/Ґ--.jpg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2019/10/Ґ--.jpg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&#xA;&lt;p&gt;سخنرانی حجت کلاشی از حزب پان ایرانیست در برنامۀ تلویزیونی انجمن مهستان (جنبش سکولار دموکراسی ایران) که اردی¬بهشت 1398 از تلویزیون ماهواره ای کانال یک و تلویزیون میهن پخش شد.&lt;br&gt;&#xA;ما قبل از مشروطه دارای دولت استبدادی بودیم و تا حدودی این دولت‌های استبدادی، حتی دولت‌های پیش از قاجار، توانسته بودند به نیازهای ملت ایران پاسخ دهند و وظیفۀ اصلی آنها نیز صیانت از ایران بود. دست‌کم به لحاظ بقا و موجودیت کشور توانسته بودند ایران را حفظ کنند. اما بعد از مواجهۀ ما با دولت‌ها و قدرت‌های نوظهور در جهان و قرار گرفتن ایران در درون نظام بین‌المللی جدید که حاصل ترقی و پیشرفت در اروپا بود، مسألۀ بقا در ایران، مسألۀ بسیار پیچیده‌ای شد و اساساً وقتی ایران با قدرت‌های اروپایی رو‌به‌رو شد، متوجه شد که دیگر نمی‌توان با شیوه‌های کهن به این تهدید‌ها پاسخ دهد، به همین خاطر اندک اندک موج بیداری و اندیشیدن به اینکه چگونه می‌شود این مسألۀ حیاتی را پاسخ داد، درگرفت.￼&lt;br&gt;&#xA;بعد از شکست از روس‌ها و اینکه بخشی از ایران بزرگ به دست روس اسیر و اشغال شد و یا بخشی از ایران به دست انگلیسی‌ها افتاد، متوجه شدیم که ما یک بحران ایرانشهری داریم، بحرانی که کیان ایران بزرگ را تهدید می‌کند و باید برای آن پاسخ جدید پیدا کرد. کم‌کم وقتی متوجه شدیم که نمی‌توانیم فقط بر اساس تکیه بر صرف استبداد یا نقش پادشاه مستبد نیازهای تاریخی خودمان را پاسخ دهیم، طرح‌هایی درافتاد که ما بتوانیم با تکیه بر یک نیروی نوظهور سیاسی به نام ملت از عهدۀ نیازهایمان برآییم. این نیروی نوظهور جدید به نام ملت تئوریزه شد و به سمت دولت قانونی حرکت کردیم، یعنی به سمت مشروطه.&lt;br&gt;&#xA;در مشروطه ما توانستیم برای نخستین بار به یک دولت قانونی دست پیدا کنیم. در مشروطه اساس سلطنت متعلق به ملت شد (که در اصل سی و پنج متمم قانون اساسی مشروطه آمده است) یعنی ملت واجد سلطنت و حق سلطنت شد و این حق سلطنت خود را به یک شخص یا خانواده‌ای واگذار می‌کرد.&lt;br&gt;&#xA;بنابراین ما وارد دوران جدیدی شدیم که در آن، مسألۀ ما به صورت ملی حل شد، یعنی قرار شد که ملت بتواند برای مسائلی که با آن رو‌به‌رو بودیم پاسخ پیدا کند. مسأئل این شد که همۀ شهروندان ایرانی و فرزندان میهن در قبال ایران دارای مسوولیت هستند و می‌توانند در مورد ایران بیندیشند، در مورد اینکه چه باید کرد.&lt;br&gt;&#xA;با توجه به آنکه از آن پس یعنی با مشروطه، ملت ایران مسئولیت دفاع از ایران و حرکت به سمت ترقی و یا تأمین سعادت را بر عهده گرفت، مسألۀ مجلس بر اساس این سلطنت ملت تبیین می‌شد. یعنی ملت دارای شأن مقننه بود، و نیز دارای شأن اجرائیه و شأن قضائیه بود، یعنی عدالت را می‌بایست مستقر می‌کرد. همۀ این موارد از شئون ملت قلمداد می‌شد.&lt;br&gt;&#xA;در ادامۀ مشروطه به خاطر نبودِ نهادهای مترقی و مدرن و دموکراتیک دچار بحران آزادی شدیم. ما نتوانستیم در عرصۀ سیاسی، دموکراسی را به صحنه بیاوریم بلکه دچار آنارشیسم شدیم. این مسأله مشخص است که با ورود توده‌ها به عرصۀ سیاست، اگر نهادها وجود نداشته باشد، اگر سنت دموکراتیک وجود نداشته باشد، آزادی به شدت و به سرعت به سمت آنارشیسم حرکت می‌کند و ما بعد از مشروطه شاهد این مسأله بوده‌ایم. یکی از مسائل اصلی که در مشروطه روی داد، این بود که ساخت اجتماعی و اقتصادی ایران به هیچ وجهی با آرمان‌های مشروطه و دموکراسی سازگار نبود. یعنی ما در حوزۀ فلسفۀ سیاسی و شکل سیاسی ترقی کرده بودیم و یک چهره و یک صورت جدیدی را توانسته بودیم به خودمان بگیریم اما ساخت اجتماعی و اقتصادی ما تبعیت از این شکل جدید سیاسی نمی‌کرد. شکاف عمیقی بین ساخت سیاسی و ساخت اجتماعی و اقتصادی ما به وجود آمده بود.&lt;br&gt;&#xA;این مسأله را برخی از دانشمندان و پژوهشگران به درستی اشاره کرده‌اند که مشروطه به معنای دموکراسی نیست بلکه مشروطه به معنای تأسیس دولت قانون است و نقطۀ اول در انکشاف دموکراسی می‌باشد. یعنی با شکل‌گیری دولت مشروطه ما مستقیماً وارد حوزۀ دموکراسی نشده‌ایم بلکه تا زمانی که وارد مشروطه نشویم –یعنی حکومت قانون درست نکنیم- نمی‌توانیم در مسیر دموکراسی حرکت کنیم. مشروطه عین دموکراسی نیست و ورود به مشروطه به معنای ورود به عصر دموکراسی نیست بلکه نقطۀ آغازی است در انکشاف دموکراسی.نکتۀ مهم در آن دوره آن است که ما توانستیم ساخت اجتماعی و اقتصادی کشور را تغییر دهیم و مناسبات ارباب-رعیتی را بر هم بزنیم و جامعۀ آزاد درست کنیم. اما در سال 57 ما وارد یک نوع نظام ولایت فقیهی شدیم که هم خلاف سلطنت ملت و مشروطه بوده و هم خلاف شیعۀ سنتی. این نظام معتقد است که ملت حق تصمیم‌گیری ندارد و نمی‌تواند تصمیم بگیرد و اساساً ادارۀ کشور از طریق حقوق شهروندی اتفاق نمی‌افتد، یعنی سیاست داخل مناسبات شهروندی درست نمی‌شود بلکه سیاست احکام و قوانینی دارد که این احکام و قوانین را باید از درون فقه پیدا کرد و از درون فقه هم فقط ولی فقیه می‌تواند آن آحکام و قوانین را پیدا کند. نظام ولایت فقیه دارای افکاری است که از یک‌سو ریشه در چپ دارد و از سوی دیگر با اخوان‌المسلمین و امت‌گرایی گره خورده است، یعنی هم علیه مشروطه است و هم علیه شیعۀ سنتی.&lt;br&gt;&#xA;قانون اساسی مشروطه بر یک اساسی استوار است که درون آن اساس (که عبارتست از شهریاری ملت و از آنِ ملت بودنِ قدرت)، ملت و شهروندان هستند که سیاست را باید درست کنند و تعریف بکنند و خیر مملکت و شرّ تهدیدکنندۀ حال و آیندۀ ملت و کشور را تشخیص بدهند. چیزهای دیگری که درون قانون اساسی به عنوان اصول می‌آید، اینها حاصل مناسبات اجتماعی و حوزۀ سیاست عملی هستند، یعنی رقابت‌ها و مناسباتی که نیروهای سیاسی پیدا می‌کنند. برای نمونه، در برهه‌ای که روحانیت دارای قدرت بوده، توانسته یک حقی را بگیرد و آن حق را در آنجا تثبیت کند (که نمونه‌اش را در اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه به نام اصل نوری شاهد هستیم). اما از آنجایی که قانون اساسی مشروطه اساسی دارد و آن اساس اجازه می‌دهد که این قانون پویا باشد، نمی‌شود اصل‌ها را به عنوان اصول ابدی در نظر گرفت بلکه همۀ آنها قابل اصلاح و تصحیح و متمم هستند.&lt;br&gt;&#xA;قانون اساسی مشروطه بر پایۀ همین اساس خود (یعنی شهریاری ملت و دادن قدرت و اختیار به مردم برای تعیین سرنوشت خود و کشور خود و تشخیص منافع و مصالح عمومی)، در بنیان، سکولار بود. و برای فهم ماهیت سکولار قانون اساسی مشروطه لازم است که به دو موضوع مهم پرداخته شود: یکی؛ شیعۀ سنتی، و دیگری؛ مسألۀ آزادی‌خواهی مشروطه.&lt;br&gt;&#xA;قانون اساسی مشروطه از یک‌سو تکیه داشت بر شیعۀ سنتی. بحث شیعۀ سنتی این بود که در غیبت امام زمان، امکان تشکیل و تأسیس حکومت شرعی و دینی وجود ندارد، چون اگر بشود در غیبت امام، حکومت شرعی و دینی تشکیل داد، دیگر برای چه منظور امام ظهور کند. در درون شیعه، هم جهاد و جنگ و هم حکومت از شئون امام معصوم است. زمانی که معصوم حضور نداشته باشد، نمی‌توان حکومت شرعی درست کرد بلکه باید اجازه داد که سلطان و یا پادشاه این کار را انجام دهد. دقیقاً با تکیه بر این مسأله بود که آخوند خراسانی و نائینی آمدند بحث کردند که وقتی امام غایب است، نمی‌توان حکومت عدل درست کرد و همۀ حکومت‌ها در غیبت امام حکومتِ جور است، اما مسأله این است که کدام یک از حکومت‌ها بیشتر جور است و یا کمتر. اینها گفتند که در غیبت امام، حکومتی که عرفی است (یعنی حکومتی که در آن مردم دربارۀ خودشان تصمیم می‌گیرند) کمتر جور وجود دارد و کمتر ستم دارد. پس، در درون شیعه مسأله این بود که مردم در مورد سرنوشت خودشان و ادارۀ کشور فکر و عمل کنند. یعنی مسأله در حوزۀ عرف رخ می‌داد که می‌بایستی از محل عقل برای ادارۀ کشور راهکار پیدا شود، و این هم جهت با منطق اساسی مشروطه بود. به طور کلی، شیعه، در زمان غیبت امام، معتقد و تابعِ حکومت سکولار است، به خاطر اینکه نمی‌تواند در حکومت دخالت کند.&lt;br&gt;&#xA;از سوی دیگر، چون انقلاب مشروطه انقلاب برای آزادی بود، قانون در انقلاب مشروطه و در منطق مشروطۀ ما محدودیت است، نه آزادی. یعنی مسأله این است که مردم هر کاری را که دل‌شان بخواهد می‌توانند انجام دهند، مگر اینکه قانون منع کند. چون اصل بر آزادی است، بحث اساسی در منطق مشروطۀ ما این است که قانون چه چیزهایی را محدود می‌کند.به طور کلی، با توجه با مباحث بالا، بحث ما این است که قانون اساسی مشروطه در اساس سکولار بود و آن ایرادهایی که ما امروز با نگاه‌مان به آن می‌توانیم پیدا کنیم، همه قابل اصلاح بود و متمم به آن می‌خورد و می‌تواند بخورد. اما آن چیزی که در سال ۵۷ به نام حکومت اسلامی تأسیس شد، بی‌اعتنا به این اساس و مباحث و بی‌اعتنا به قابلیت اصلاحیِ قانون اساسی مشروطه بوده، و حکومتی بود از یک‌سو در غصب حق امام به لحاظ کلام و منطق شیعی، و از سوی دیگر، الهام گرفته شده از اخوان‌المسلمین و اتحاد اسلام. این در حالی است که ما در دورۀ مشروطه، حکومت عرفی داشتیم و توانسته بودیم گام‌های اساسی به سمت دموکراسی برداریم. انقلاب 57 گسستی است در این مسیر رو به جلو، و ورودی است به یک کژراهه. یعنی حکومتی است که مسألۀ ملت را نفی می‌کند و بر روی امت تأکید می‌کند. سیستمی است که به لحاظ مفهومی غلط طراحی شده و روی خلأ ایستاده، به این دلیل که تاریخ ایران را نفی می‌کند و منطق دیوانسالاری ایرانی را نمی‌فهمد. به جای آن، ایدئولوژی خودش را از اخوان‌المسلمین و تفکرات سید قطب گرفته و راهنمای سیاست خارجی خود را وحدت جهان اسلام یعنی تشکیل امت اسلامی قرار داده است. در نتیجۀ این بنیان‌ها و جهت‌یابی‌های غلط و ناهمخوان با ماهیت و تاریخ ایران، منابع و امکانات کشور را هدر داده و در حوزۀ سیاست بین‌المللی‌اش در بن‌بست قرار دارد. حتی در دیدگاه شیعه نیز تشکیل امت اسلامی در غیبت امام امکان‌پذیر نیست، زیرا امت اسلامی امام می‌خواهد و اتحاد مسلمین و تشکیل امت اسلامی از شأن امام معصوم است اما جمهوری اسلامی چون تحت تآثیر اخوان‌المسلمین و سید قطب بود، معتقد است که می‌شود امت درست کرد، آن هم بر مبنای اتحادی بر محور فلسطین و رفع اسرائیل. که البته این اتفاقات معاصر، دوباره به ما نشان داد که اتحاد جهان اسلام به معنای رفعِ ایران است، چون جهان اسلام زمانی متحد می‌شود که ایرانی وجود نداشته باشد، چرا که تنها مانع این اتحاد جهان اسلام، ایران و رافضی‌های آن می‌باشد. جمهوری اسلامی حتی متوجۀ این نکتۀ مهم نیست که وقتی همۀ مسلمان‌ها با هم متحد شوند، دعوای اصلی و اولیۀ آنها با رافضی‌ها، شیعیان و باطنی‌ها است که ما هستیم. آنها در این حد هم به تاریخ ایران نگاه نمی‌کنند. از همین رو، در نظام بین‌الملل دچار تنش هستند و در داخل نیز چون با مقولاتی که بر اساس آن بشود دولت کارآمد درست کرد فکر نمی‌کنند، اساساً فاقد دولت به معنای کارآمد آن هستند و با این شرایط، ایران مأموریت پیدا کرده که پروژه‌ای را انجام دهد که نه هزینه‌های این پروژه را می‌تواند تأمین کند (هزینۀ پروژۀ نابودی اسرائیل بر دوش ملت ایران گذاشته شده) و در داخل نیز چون هیچ نوع اقتصادی به معنای اقتصاد مدرن و ملی وجود ندارد که مولد باشد و تولید کند و ثروت ملی ایجاد بکند، اساساً یک نظام اقتصادی دلالی درست کرده و این نظام اقتصادی دلالی هم ساختارهای اجتماعی ما را به هم ریخته و هم ساختارهای اخلاقی و فرهنگی ما را با تهدیدهای جدی مواجه کرده است.&lt;br&gt;&#xA;اما بحث اساسی این است که چگونه می‌توان از این مشکلی که برای ما عارض شده است، عبور کرد. از دیدگاه ما، گذار از نظام جمهوری اسلامی تنها در یک شکل امکان‌پذیر است و آن بازگشت به مشروطه است یعنی ما برای خروج از کژراهه باید به جایی برویم که در حقیقت معنای درست اصلاحات همین است. چیزی که اصلاح‌طلبان نتوانسته‌اند دریابند و آن را تعریف کنند و به همین خاطر به بیراهه رفتند و اساساً انرژی جامعه را هدر داده‌اند و نتوانستند اصلاحات به معنای درست کلمه را انجام دهند و اصلاحات را تبدیل کرده‌اند به اسم رمز منافع جناحی و جریانیِ خودشان و اشغال کرسی‌های قدرت. اصلاح‌طلبان به این امر واقف نیستند که به طور طبیعی اگر جامعه‌ا‌‌ی قوی شود و سرمایه‌داری و تولید و صنعت مستقل از دولت تأسیس شود و بازار آزاد حکم‌فرما باشد، منجر به قدرت‌مندی جامعۀ مدنی و عقب‌نشینی دولت به حدود قانونی خواهد بود که آن حدود قانونی مشروطه بود. اما الان وقتی قرار است دولت عقب‌نشینی کند باید به قانون اساسی و حدودی برگردد که بنا بر ماهیت خود و ایدئولوژی حکومت، دقیقا استبداد است.بر پایۀ همین خطاها است که باید اندیشیده شود که در کجا و در کدام نقطه اشتباه شده و به کژراهه کشانده شدیم، که بایستی با بازگشت به آن، اصلاحات رخ دهد. اساساً هر نوع خروج از کژراهه و اصلاحات، در بازگشت به مشروطه امکان‌پذیر است که دارای نظام حقوقی بر مبنای نظریه‌ای است که در آنجا هم ملت (و نه امت) معنا پیدا می‌کند و هم دولت معنا پیدا می‌کند و هم دارای یک نظام حقوقی روشنی است که می‌شود در چارچوب آن، هر نوع اصلاحات لازم حقوقی و اداری را انجام داد. پس، همۀ نواقص موجود در نظام مشروطه و در قانون اساسی مشروطه، و یا ایرادهای دیگری که می‌شود به تاریخ نظام پیشین (نظام مشروطه) گرفت را می‌شود با بازگشت به آن (مشروطه) و با کمک ارادۀ ملی و عقل و خرد ملی تصحیح کرد.&lt;br&gt;&#xA;انقلاب ۵۷، انقلاب علیه پهلوی نبود بلکه انقلابی بود بر علیه نظام مشروطه و ما می‌بایستی علناً اعلام کنیم که انقلاب تمام شده است، اسلام سیاسی در تأسیس دولت کارآمد ناتوان بوده و نتوانسته دولت مناسب درست کند. جمهوری اسلامی به عنوان شکل عملیاتی شده و عینی‌ شدۀ آن اندیشۀ اسلام سیاسی به آخر خط رسیده و اکنون مسألۀ اساسی این است که با صدای رسا اعلام شود که انقلاب تمام شده است، همۀ آن وعده‌ها و تخیلات به اتمام رسیده و می‌بایستی از این کژراهه به درون نظام تثبیت‌شده‌ای بازگردیم و در آنجا بایستیم و دربارۀ اینکه چه می‌خواهیم بکنیم، چه شکلی از حکومت را می‌خواهیم و چگونه می‌خواهیم کشور را اداره کنیم، در مورد همۀ این موارد بحث و صحبت کنیم.&lt;br&gt;&#xA;مشروطه الگویی است که حتی می‌تواند مدل‌‌های عدم خشونت بومی را نشان بدهد، یعنی در مشروطه، ما خشونت انقلابی که جریان چپ بر انقلاب‌ها تحمیل کرده را نداریم. ما با مشروطه، جهان جدید و مدرن خودمان را صورت‌بندی کردیم. از لحاظ سیاسی هم باید برگردیم به نظام حقوقی مشروطه. وقتی از بازگشت به مشروطه صحبت می‌کنیم یعنی بازگشت به یک نظام فکری، به یک ساخت فکری و به یک نظام نظری، یعنی قرار گرفتن در زمین مشروطه و از آنجا به تاریخ معاصر نگاه کردن و تحلیل کردن و تصمیم گرفتن. ما معتقدیم که خروج از نظامی که انقلاب به وجود آورده است، با بازگشت به همان نظام سیاسی انقلاب مشروطه امکان‌پذیر است، یعنی دستگاه نظری‌ای که مشروطه فراهم آورده می‌تواند به ما بینشی ببخشد که آن بینش در ما تحرک اجتماعی و سیاسی ایجاد کند. همان‌طوری که در مبارزه با استبداد قاجار، ما یک تجربه‌ای داریم، الان عده‌ای نشسته‌اند و دارند تجربۀ هند و آفریقای جنوبی را فرمول‌بندی می‌کنند و احکامش را بیرون می‌آورند تا ببینند چطور می¬شود در ایران به کار برد یا در اوکراین به کار برد و در جاهای دیگر، که اتفاقاً در جاهایی به کار برده شده است. من نمی‌گویم که مدل تجربۀ هند و آفریقای جنوبی هیچ چیزی برای ما ندارد و معتقدم که از آنها می‌شود درس گرفت و در آنها نیز چیزهایی وجود دارد. ما یک سنت، یک نظام فکری و یک انقلابی به نام انقلاب و نظام مشروطه داریم که در آن توانسته‌ایم به جنگ استبداد برویم. چون یک استراتژی داشتیم، تاکتیک‌هایی داشتیم، دستگاه فکری داشتیم که توانستیم به جنگ استبداد برویم و اکنون نیز معتقدیم که برای ادامۀ جنگ با استبداد باید به همان دستگاه نظری و فکری رجوع کرد و به همان بینش باید مراجعه نمود یعنی به همان مشروطه، و تاکتیک‌ها را هم از درون آن پیدا کرد و به کمک آن یافت.&lt;br&gt;&#xA;ما اگر بتوانیم توضیح دهیم که دموکراسی داخل مشروطه موجود است و سکولاریسم داخل مشروطه موجود است و همه می‌توانیم در درون مشروطه، چیزهایی نظیر آزادی و عدالت و برابری حقوق را که به دنبالش هستیم بیابیم، واجد یک نظری شده‌ایم که دارای یک دستگاه حقوقی از پیش موجود است. در درون همین دستگاه حقوقی مشروطه است که ما می‌توانیم هم دولت موقت تشکیل دهیم، هم مجلس مؤسسان تشکیل بدهیم و هم تکلیف قوای نظامی را مشخص کنیم، تا بتوانیم نظمی را برقرار کنیم. منظور این نیست که بدون هیچ نوع درگیری و هرج و مرجی، ما می‌توانیم گذار را عملی کنیم، منظور این است که یک نوع امکاناتی در داخل نظام حقوقی مشروطه نهفته است که با فعال کردن آن می‌شود جلوی آشوب‌ها و درگیری‌ها را گرفت و خشونت‌ها را کنترل کرد و تجربۀ زیستۀ ما هم در مشروطه، عبور بدون خشونت است؛چون توانستیم با حداقل خشونت عبور کنیم. بسیاری از مقاماتی که در دورۀ استبداد بوده‌اند اما شخصیت‌هایی کارا و مفید بودند (همچون محمدعلی فروغی)، در دورۀ مشروطه آمدند و به کار گرفته شدند، قزاق‌ها توانستند بیایند و در ارتش ملی ما جای بگیرند.ما یک تجربه‌ای داریم که این تجربه ارزشمند است. یک دستگاه نظری داریم که می‌توانیم به آن برگردیم. فراموش نکنیم که در دورۀ ¬رنسانس، رجعت و بازگشت به یونان مهم بود، نه اینکه بتوانند به یونان برگردند –که امکان‌پذیر نبود- بلکه می‌شد به چیزی که در فکر یونان وجود داشت بازگشت، چیزی که اندیشیدن به یونان می‌توانست در اختیار رنسانس و به طور کلی دوران جدید قرار دهد. سده‌های ۱۵ و ۱۶ که سده‌های زایش رنسانس هست و به طور کلی نوین است، به شرطی امکان‌پذیر شد که توانستند در مبانی نظری خودشان به یک چیزی بازگشت کنند و با کمک مفاهیمی که در آن بازگشت وجود داشت بیایند و دنیای جدید خودشان را استوار کنند. ما برای استوار کردن دنیای جدید خودمان، مفاهیمی را نیاز داریم که این مفاهیم داخل مشروطه است. این مفاهیم نه صرفِ دموکراسی یا سکولاریسم است، بلکه همۀ اینها با هم در درون مشروطه وجود دارد. یعنی ضمن اینکه به یک سنت کهن بر‌می‌گردیم، می‌توانیم آیندۀ خودمان و نو شدن خودمان را در درون آن و با مفاهیم آن ادامه دهیم.&lt;br&gt;&#xA;برای اینکه در ایران دموکراسی رخ می‌داد، برای اینکه ما می‌توانستیم به سمت دموکراسی حرکت کنیم، لازم بود که ساخت اجتماعی و اقتصادی ایران را هم تغییر بدهیم. ساخت اجتماعی و اقتصادی ایران در دورۀ استبداد به سر می‌برد. در دوره‌ای بودیم که جمعیت شهری ما به شدت پایین بود، – ما می‌دانیم که دموکراسی پدیدۀ شهری و صنعتی است، یک پدیده‌ای نیست که بشود با جمعیت عشایری و یا روستایی به آن عمل کرد، دموکراسی شیوۀ حکومت شهری است. در اروپا با گسترش شهرهای بزرگ، دموکراسی حاصل شده است- در ایران آن زمان بر اساس آمار و ارقام ما بیست درصد دارای جمعیت شهری بودیم و بیشترِ جمعیت ایران دارای الگوهای زندگی روستایی و عشایری بودند و شیوۀ تولید و مالکیت آنها شدیداً به زمین و کوچ وابسته بود. از این هشتاد درصد که در روستاها وابسته به زمین و یا در ساختار اجتماعی پیشامدرن ایلی زندگی می‌کردند، اغلب فاقد سواد و به طور بیشینه فاقد مالکیت بر روی زمین بودن و آن بیست درصد هم در شهر بودند، اساساً بخشی از آنها بانوان بودند و بخشی هم کودکان و پیران و آن تعداد از مردانی هم که می‌توانستند وارد سیاست شوند، بیشترشان فاقد سواد بودند.&lt;br&gt;&#xA;یعنی ما زیرساخت‌هایی که از طریق آن بتوانیم آن دموکراسی‌ای را که در کشورهایی مانند انگلیس یا فرانسه برقرار بود در ایران پیاده کنیم، نه امکاناتش وجود داشت و نه ساخت سیاسی و اقتصادی ما از آن تبعیت می‌کرد. یعنی آن چیزی که اغلب روشنفکران ما با وقوع مشروطه مطالبه می‌کردند، نوعی ندانستن الزامات و ضروریات دموکراسی بود. وقتی ما وارد مشروطه شده بودیم، وقتی که ساختار اجتماعی و اقتصادی ما اجازه و اقتضاءِ این را نداشت که ما بتوانیم یک دموکراسی را درست کنیم، طبیعتاً نمی‌توانستیم دموکراسی هم‌عرض و هم‌عیار با انگلیس یا فرانسه و یا دموکراسی هم‌تراز با دموکراسی‌های اروپای غربی درست کنیم. اما با توجه به این که ملت عهده‌دار این وظیفه شده بود که مسیر سیاست را در برابر جامعه هموار کند، انتظار می‌رفت که ساختارها و سازمان‌هایی درون مردم شکل بگیرد و این حرکت‌ها را به عنوان برنامه بر عهده بگیرد و پیش ببرد. اما بعد از جنگ جهانی اول که مورد حملۀ کشورهای قدرت‌مند قرار گرفتیم، سامانۀ اقتصادی و سیاسی‌مان به طور کامل فروپاشید و ایران دچار بحران‌های بسیاری شد. در آن شرایط، مسأله‌ای که به وجود آمد این بود که بایستی کسی که بتواند نمایندۀ ارادۀ ملی باشد به صحنه بیاید و این نمایندۀ ارادۀ ملی آن چیزهایی که لازمه و اقتضاءِ دموکراسی است را ایجاد کند.آن دیکتاتوری مصلحی که در دورۀ رضاشاه توانستیم به آن دست یابیم، حاصل این بحران عمیق بود و جامعه متوجۀ این نکته شده بود که خودش نمی‌تواند به نیازها و اقتضائات زمانه پاسخ دهد و نمی‌تواند زیرساخت‌های لازم برای بهبود وضعیت و حرکت در مسیر دموکراسی و تغییر ساخت اجتماعی و اقتصادی فراهم کند. دقیقاً زمانی که رضاشاه به قدرت می‌رسد، نه تنها این دیکتاتوری مصلحانه چیزی برخلاف ارادۀ ملی نبود بلکه به طور دقیق همراه با ارادۀ ملی و در جهت انکشاف دموکراسی بود.&lt;br&gt;&#xA;به طور کلی، اگر قرار بود که مشروطه به سمت دموکراسی حرکت کند، می‌بایستی اتفاقاتی در ساخت‌ اجتماعی، اقتصادی و نیروی انسانی رخ بدهد که رضاشاه توانست بخش مهمی از این مسأله را پاسخ بدهد، به ویژه در حوزۀ تحصیلات و همین‌طور توانست بسیاری از مسائل مورد نیاز مشروطه از جمله در حوزۀ قضاییه –یعنی تشکیل عدالت‌خانه، قوۀ قضاییه و تبدیل قوانین شرعی و فقه به قانون مدنی و جزاء و آیین‌های دادرسی- را انجام دهد؛ چیزی که در دورۀ مشروطه و در دورۀ اول و دوم مجلس متوقف شده بود و رضاشاه توانست به این مسأله جامۀ عمل بپوشاند.&lt;br&gt;&#xA;اگر یک جمع‌بندی مختصر انجام دهیم، ما بعد از اینکه به مشروطه رسیدیم، اقتضاءِ طبیعی مشروطه بر هم خوردن و تعییر ساخت اجتماعی و اقتصادی و تغییراتی در نیروی انسانی و فرهنگی بود اما با توجه به اینکه جامعه نمی‌توانست به این نیازها پاسخ دهد، لازم بود کسی به نام ارادۀ ملت این کار را انجام دهد که اکنون در غرب به آن می‌گویند دیکتاتوری مصلح، و این مسأله را ما گامی ضروری در انکشاف دموکراسی می‌فهمیم. آن چیزی که مهم است این است که در سطح کلان، اراده‌ای در حوزۀ سیاست به وجود آمد که توانست به نیازهای کلان جامعه پاسخ دهد و البته در حوزۀ میکرو و ریزتر می‌شود انتقاداتی به نحوۀ عملکرد و نحوۀ اجرا یا کاستی‌هایی که در بوروکراسی وجود داشت و یا هر برنامۀ دیگری وارد کرد. انتقاداتی را که در حوزۀ ریز یا روشی اتفاق می‌افتد، نمی‌توان معادل قرار داد با آن معنایی که در سطح کلان به وقوع پیوسته است و ما توانسته‌ایم در چارچوب آن، گام مهمی را در مسیر دموکراسی با رضاشاه برداریم.&lt;br&gt;&#xA;اینکه یک سیاهۀ بلندبالایی به عنوان کیفرخواست علیه رضاشاه صادر شده، بیشتر به این خاطر است که نه اقتضائات جامعۀ ایران به درستی بررسی شده و نه اینکه با کشورهای منطقه و اروپا و جهان بررسی و مقایسۀ تطبیقی به عمل آمده است. اساساً این کیفرخواستی که در تاریخ معاصر بر علیه رضاشاه توسط روشنفکری صادر شده – و یک طرفه هم صادر شده است و مجال کافی برای پاسخگویی به این کیفرخواست هم به وجود نیامده- یک کیفرخواستی است که می‌تواند واقعی باشد اما با ارزش‌های انتزاعی داوری شده که نمی‌شود معادلش را در دنیای واقعی پیدا کرد. وقتی که رضاشاه در ایران داشت کارهای سازندگی را انجام می‌داد و متهم به سرکوب شده است، ما در کشورهای همسایۀ خودمان مانند ترکیه آتاتورک را داشتیم که قبلش ترکان جوان بودند. ترکان جوان در دورۀ عثمانی، یونانی‌ها را به شدت سرکوب کردند، ارمنی‌ها را نسل‌کشی کردند و سپس آمدند یک دولت جدید درست کردند با یک ملت جدید. در این دولت جدید ترکیه، مسألۀ زبان، تاریخ و هویت، همۀ اینها، ابداع شد و توان سرکوب و نیروی سرکوبی در جامعه اعمال شد. کردها را به عنوان ترک‌های کوهستان اعلام کردند، هویت‌زدایی بزرگی به وقوع پیوست و جامعه اساساً زیر فشار سنگینی بود و بخش عمده‌ای از جامعۀ ترکیه یعنی آن آناتولی که ترک نبودند، مجبور شدند که خودشان را ترک بنامند و در یک هویت رسمی و ابداع و اعلام‌شده مستحیل شوند. از طرف دیگر در کشورهای منطقۀ ما هیچ کشوری وجود ندارد که بشود به عنوان الگو برای دموکراسی در نظر گرفت. در حوزۀ اروپا هم ما وقتی معاصر دورۀ رضاشاه را بررسی می‌کنیم، در دهۀ سی، فاشیست‌ها در ایتالیا و نازیست‌ها در آلمان به قدرت می‌رسند، یعنی همان دوره‌ای که داریم از استبداد و خشونت صحبت می‌کنیم، همان دوره‌ای است که اروپا خشن‌ترین سرکوب‌ها را دارد تجربه می‌کند. حتی در آمریکا هم نیروهای چپ مورد سرکوب قرار می‌گیرند. در دورۀ رضاشاه، مخصوصاً با برخوردی که با چپ‌ها شده، یک بزرگ‌نمایی وحشتناکی صورت گرفته که لازم است به به این بخش نیز پاسخ داده شود، چون در بازگشت به مشروطه همۀ این موارد لازم است.&lt;br&gt;&#xA;دانستن این موارد بسیار مهم است، زیرا ما اگر ندانیم که چه راهی را طی کرده‌ایم و از کجا وارد کژراهه شده‌ایم، و نتوانیم علیه بیانیه و کیفرخواستی که علیه نظام مشروطه و حکومت پهلوی نوشته شده و خوانده شده، پاسخ‌های درستی ارائه بدهیم، نمی‌توانیم از کژراهه خارج شویم و به دولت ملی برگردیم، چرا که خروج از کژراهه، بازگشت به نظام مشروطه و قانون اساسی مشروطه است، یعنی هر اصلاحی با بازگشت به نظام و قانون اساسی مشروطه امکان‌پذیر است و بیرون از آن تعدادی شعار و اشعار و وعده و آرمان‌های خوب وجود دارد که بودن‌شان خیلی زیبا است اما تا چه میزان می‌توانند تحقق پیدا کنند و اینکه ما را به کدام سمت خواهند برد، محل شک و تردید است. در حالی‌که ما یک تجربۀ زیسته به نام مشروطه داریم که حتی در دورۀ پهلوی قابل دفاع است و آن چیزی که تبلیغ شده که پهلوی‌ها نظام مشروطه را از بین برده‌اند (که طرح مسأله در یک روایت کلان می‌باشد) اشتباه بزرگ و غیرواقعی است.&lt;br&gt;&#xA;در سال 1886 در آمریکا، بعد از اینکه شورش‌های ماه می در شیکاگو اتفاق می‌افتد، همۀ رهبران دستگیر می‌شوند و چهار تن از رهبران این جریان چپ و کمونیستی بلافاصله اعدام می‌شوند. در جنگ جهانی اول توسط دولت سرکوب شد و همۀ رهبران زندانی شدند و روزنامه‌های جریان چپ ممنوع شد. این اشارات به این خاطر است که بگویم تا زمانی که ما این روش مقایسه‌ای را انجام ندهیم –که فکر می‌کنیم که فقط در ایران بوده که 53 نفر را بردند توی زندان یا مرام اشتراکی را ممنوع کردند- نمی‌توانیم تصویر درستی ارایه بدهیم. البته من متأسفم که 53 نفر زندانی شدند و این موارد هم به معنای دفاع از زندانی نیست. مسأله آن 53 نفر نیست بلکه مسأله این هست ما نمی‌توانیم چیزی را در آن دوره بخواهیم که در دنیای مدرن هم وجود نداشته، در دموکراسی‌های موجود هم وجود نداشته است، اما آن موارد را فهرست کنیم و از دولتی نوپا در ایران بخواهیم.&lt;br&gt;&#xA;در سال 1919 که داریم به دوره‌ای نزدیک می‌شویم که رضاشاه دارد بر سر کار می‌آید، در آمریکا با تشکیل دو حزب کمونیستی و با یورش پالبر ده هزار نفر بازداشت و پانصد نفر از کار اخراج می‌شوند. در سال 1932، در تظاهراتی که بیکاران به رهبری «جو یورک» بر پا کردند، پلیس چهار جوان کمونیست را کشت. از سال 1947، سرکوب‌های هیستریک آمریکا شروع می‌شود و قانون‌هایی وضع می‌شود که کمونیست‌ها از برپایی هر نوع اتحادیه‌ای منع می‌شدند. از سال 46 تا 73، آمریکا رونق اقتصادی پایداری را تجربه می‌کند. حقوق کارگران افزایش پیدا می‌کند اما کماکان با خشن‌ترین شکلِ سرکوب جنبش چپ در آمریکا مواجه هستیم. در این میان با مسألۀ «مک‌کارتی» روبرو هستیم، مسألۀ «کمیسیون پارلمانی» هست که به دنبال خرابکاران علیه آمریکا می‌گردند. سیاهۀ مهمی علیه هنرپیشه‌های هالیوودی مطرح می‌شود و ده‌ها هنرپیشۀ معروف به دادگاه کشیده می‌شود و برخی از بازیگرانی هم که مورد ظن بوده‌اند، به صورت مشکوکی توسط CIA و یا FBI حذف می‌شوند. در آن زمان، هم‌زمان با تبعیض علیه چپ‌ها، تبعیض سنگینی هم علیه سیاهان وجود دارد. یعنی در دهۀ 1950 هست که بحث حقوق مدنی به رهبری «مارتین لوترکینگ» مطرح می‌شود و دانشجویان سیاه‌پوست در دهۀ60 است که وارد رستواران‌ها می‌شوند و آن جنبش بزرگ را درست می‌کنند و قوانین در 1965 به بحث تفکیک نژادی پایان می‌دهد.&lt;br&gt;&#xA;در سال 1974 تنها 41 کشور دموکراتیک داشتیم. نه آنچنان در اروپا رواداری وجود دارد با مخالفان – از جمله چپ‌ها- و نه آمریکا چپ را تحمل می‌کند و همه جا به صورت گسترده‌ای برخورد با چپ‌ها صورت می‌گیرد و روش‌های پلیسی گسترده‌ای وجود دارد. FBI تمام کسانی را که مشکوک به همکاری با شوروی هستند را زیر نظر گرفته، جنبش‌ها و جریان‌های کارگری و سندیکایی به شدت مشکوک و زیر نظر هستند و سرکوب می‌شوند و سعی می‌شود از تشکیل آنها جلوگیری شود.&lt;br&gt;&#xA;دانستن این مورد مهم است که موج اول دموکراسی در 1920 تحت تأثیر انقلاب فرانسه و آمریکا شروع می‌شود و تا پس از جنگ جهانی اول فعال است و پس از اینکه به موج نازیسم و فاشیسم که گستره‌ای بزرگ از اروپا را دربرگرفته بود برمی‌خورد، عقب‌نشینی می‌کند. تا اینکه شاهد موج بعدی گسترش دموکراسی پس از جنگ جهانی دوم هستیم. اما واقعیت این است که اروپای جنوبی – پرتغال، اسپانیا و یونان- در پایان دهۀ 70 است که وارد مدار دموکراسی می‌شوند. آمریکای لاتین از اواخر دهۀ 80 است که وارد مدار دموکراسی می شود (برزیل 1988، شیلی 1989).&lt;br&gt;&#xA;بسیاری از آن چیزهایی که علیه سیستم پهلوی گفته می‌شود نظیر اینکه اینها مانع دموکراسی بوده‌اند، واقعیت ندارد و سعی می‌شود که بدون مقایسه و روش‌های تطبیقی با سایر دموکراسی‌های موجود در جهان یا اتفاقاتی که در جهان مدرن رخ داده، بررسی شود و به همین خاطر روشنفکری ما در خلأ توانسته یک کیفرخواست بلندبالایی را علیه رضاشاه و شاه فقید قرائت کند، بدون آنکه توضیح مشخصی از وضعیت سایر نقاط جهان ارائه دهد. یادآوری نکته‌هایی ضروری است برای روشن‌تر شدن این موضوع. برای نمونه، وقتی زوج آمریکایی (روزنبرگ‌ها) در آمریکا به جرم خیانت اعدام می‌شوند، هوشنگ ابتهاج شعری را در وصف آنها و آمریکای دهۀ 50 می‌سراید: «دروغ و دشمنی فرمانروایی می‌کند آنجا، طلا این کیمیای انسان‌ها خدایی می‌کند آنجا…» یعنی روشنفکری ما یک تصور انتزاعی و رمانتیک و به طور کلی شاعرانه از سیاست داشت و از آن دریچه دربارۀ دموکراسی آمریکایی و اتفاقاتی که در ایران می‌افتاد، ارزیابی می‌کرد. در دهۀ 50 میلادی و دهۀ 30 خورشیدی، روشنفکری ایرانی در آن دوره، اعدام روزنبرگ‌ها را که مشکوک به جاسوسی برای شوروی بودند، به عنوان خون شهدایی می‌دانست که منجر به آبیاری درخت آزادی خواهد شد!&lt;br&gt;&#xA;ما مخالفتی با اینکه نویسندگان و شاعران ایرانی دارای یک ایدۀ آزاد‌اندیشی و یک رویایی از آزادی بوده‌اند نداریم، اما بحث این است که این نگاه و این رویا به صورت مستقیم و بلاواسطه وارد سیاست شد و نمی‌توانست راهی را که در آن قرار گرفته بود را بفهمد و تحلیل کند. روشنفکری ما نمی‌توانست این را تحلیل کند که از درون دنیای استبداد و از درون نظام اقتصادی، سیاسی و فرهنگی سنتی استبدادی آمده بودیم و در گام نخست و پلۀ اولِ دموکراسی قرار گرفته‌ایم و موانع بی‌شماری بر سر راه آن وجود دارد و از جمله کاستی‌هایی که در حوزۀ فرهنگی، اقتصادی و در حوزۀ ساخت اجتماعی وجود داشت، بلکه بلاواسطه از عالم شعر شروع به خلق بیانیه‌های سیاسی می‌کردند به عنوان راهنمای عمل! یعنی روشنفکری ما هیچ نسبتی با آزادی و دموکراسی برقرار نمی‌کرد و به این دلیل ساده‌ که داخل تاریخ و امور واقع جاری بحث نمی‌کرد، بیرون از تاریخ ایستاده بود و نمی‌توانست با تاریخ ایران و راهی که ما در آن قرار گرفتیم، ارتباط برقرار کند.&lt;br&gt;&#xA;پس از رضاشاه، وقتی در دورۀ محمدرضاشاه، انقلاب شاه و ملت (انقلاب سفید) رخ می‌دهد، یکی از اتفاقات مهم تاریخ معاصر ایران روی می‌دهد، یعنی ساخت اقتصادی و اجتماعی ما در ارتباط با دموکراسی تغییر پیدا می‌کند.&lt;br&gt;&#xA;دانستن این مورد مهم است که مسألۀ آزادی و مسألۀ دموکراسی با مالکیت و با داشتن سواد سروکار دارد. در این دوره، هم وارد بحث مدرسه می‌شویم و هم دانشگاه و اینها گسترش می‌یابند. از طرف دیگر، دموکراسی در درون نظام ارباب-رعیتی ممکن نیست. مسأله‌ای که مصدق هم فکر می‌کرد که دموکراسی را درون همان نظام ارباب-رعیتی پیش ببرد اما ما دیدیم که وقتی او مجلس را منحل کرد و انتخابات جدیدی برگزار کرد، برخلاف انتظارش همۀ آنهایی که دوست نداشت در مجلس باشند، به مجلس راه پیدا کردند. در حالی که داشت از دموکراسی صحبت می‌کرد، متوجۀ این نکته شد که نمی‌شود از درون آن نظام اجتماعی و اقتصادی، آن دموکراسی که مدنظرش هست را پیدا کند. به همین دلیل به سرعت رفت و به بهارستان تکیه کرد و گفت مجلس آنجاست که مردم آنجا هستند و منظورش از مردم همان مردم تهران در خیابان بهارستان بودند! ساخت اجتماعی و اقتصادی ایران اجازه نمی‌داد که ما به سمت یک دموکراسی از نوع اروپایی غربی حرکت کنیم.&lt;br&gt;&#xA;ذکر دوبارۀ این نکته ضروری است که ساخت اقتصادی و اجتماعی ما ارباب-رعیتی بوده و اساساً بدنۀ روستایی ما و اکثر جمعیت ایران در روستاها ساکن بودند و زندگی و معیشت‌شان در کنترل ارباب قرار داشت و فاقد سواد بودند. در این وضعیت، نمی‌شد انتظار داشت که آنها مناسباتی ایجاد کنند که حاصل آن مناسبات، دموکراسی باشد. به همین دلیل مسألۀ مهمی را که در مسیر دموکراسی لازم بود اجرا شود، یعنی تغییر ساخت اجتماعی و اقتصادی ایران را محمدرضاشاه توانست از طریق انقلاب شاه و ملت ایجاد کند. نکتۀ مهم در آن دوره آن است که ما توانستیم ساخت اجتماعی و اقتصادی کشور را تغییر دهیم و مناسبات ارباب-رعیتی را بر هم بزنیم و جامعۀ آزاد درست کنیم. اما در سال 57 ما وارد یک نوع نظام ولایت فقیهی شدیم که هم خلاف سلطنت ملت و مشروطه بوده و هم خلاف شیعۀ سنتی. این نظام معتقد است که ملت حق تصمیم‌گیری ندارد و نمی‌تواند تصمیم بگیرد و اساساً ادارۀ کشور از طریق حقوق شهروندی اتفاق نمی‌افتد، یعنی سیاست داخل مناسبات شهروندی درست نمی‌شود بلکه سیاست احکام و قوانینی دارد که این احکام و قوانین را باید از درون فقه پیدا کرد و از درون فقه هم فقط ولی فقیه می‌تواند آن آحکام و قوانین را پیدا کند. نظام ولایت فقیه دارای افکاری است که از یک‌سو ریشه در چپ دارد و از سوی دیگر با اخوان‌المسلمین و امت‌گرایی گره خورده است، یعنی هم علیه مشروطه است و هم علیه شیعۀ سنتی.&lt;br&gt;&#xA;*&lt;br&gt;&#xA;قانون اساسی مشروطه بر یک اساسی استوار است که درون آن اساس (که عبارتست از شهریاری ملت و از آنِ ملت بودنِ قدرت)، ملت و شهروندان هستند که سیاست را باید درست کنند و تعریف بکنند و خیر مملکت و شرّ تهدیدکنندۀ حال و آیندۀ ملت و کشور را تشخیص بدهند. چیزهای دیگری که درون قانون اساسی به عنوان اصول می‌آید، اینها حاصل مناسبات اجتماعی و حوزۀ سیاست عملی هستند، یعنی رقابت‌ها و مناسباتی که نیروهای سیاسی پیدا می‌کنند. برای نمونه، در برهه‌ای که روحانیت دارای قدرت بوده، توانسته یک حقی را بگیرد و آن حق را در آنجا تثبیت کند (که نمونه‌اش را در اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه به نام اصل نوری شاهد هستیم). اما از آنجایی که قانون اساسی مشروطه اساسی دارد و آن اساس اجازه می‌دهد که این قانون پویا باشد، نمی‌شود اصل‌ها را به عنوان اصول ابدی در نظر گرفت بلکه همۀ آنها قابل اصلاح و تصحیح و متمم هستند.&lt;br&gt;&#xA;قانون اساسی مشروطه بر پایۀ همین اساس خود (یعنی شهریاری ملت و دادن قدرت و اختیار به مردم برای تعیین سرنوشت خود و کشور خود و تشخیص منافع و مصالح عمومی)، در بنیان، سکولار بود. و برای فهم ماهیت سکولار قانون اساسی مشروطه لازم است که به دو موضوع مهم پرداخته شود: یکی؛ شیعۀ سنتی، و دیگری؛ مسألۀ آزادی‌خواهی مشروطه. قانون اساسی مشروطه از یک‌سو تکیه داشت بر شیعۀ سنتی. بحث شیعۀ سنتی این بود که در غیبت امام زمان، امکان تشکیل و تأسیس حکومت شرعی و دینی وجود ندارد، چون اگر بشود در غیبت امام، حکومت شرعی و دینی تشکیل داد، دیگر برای چه منظور امام ظهور کند. در درون شیعه، هم جهاد و جنگ و هم حکومت از شئون امام معصوم است. زمانی که معصوم حضور نداشته باشد، نمی‌توان حکومت شرعی درست کرد بلکه باید اجازه داد که سلطان و یا پادشاه این کار را انجام دهد. دقیقاً با تکیه بر این مسأله بود که آخوند خراسانی و نائینی آمدند بحث کردند که وقتی امام غایب است، نمی‌توان حکومت عدل درست کرد و همۀ حکومت‌ها در غیبت امام حکومتِ جور است، اما مسأله این است که کدام یک از حکومت‌ها بیشتر جور است و یا کمتر. اینها گفتند که در غیبت امام، حکومتی که عرفی است (یعنی حکومتی که در آن مردم دربارۀ خودشان تصمیم می‌گیرند) کمتر جور وجود دارد و کمتر ستم دارد. پس، در درون شیعه مسأله این بود که مردم در مورد سرنوشت خودشان و ادارۀ کشور فکر و عمل کنند. یعنی مسأله در حوزۀ عرف رخ می‌داد که می‌بایستی از محل عقل برای ادارۀ کشور راهکار پیدا شود، و این هم جهت با منطق اساسی مشروطه بود. به طور کلی، شیعه، در زمان غیبت امام، معتقد و تابعِ حکومت سکولار است، به خاطر اینکه نمی‌تواند در حکومت دخالت کند. از سوی دیگر، چون انقلاب مشروطه انقلاب برای آزادی بود، قانون در انقلاب مشروطه و در منطق مشروطۀ ما محدودیت است، نه آزادی. یعنی مسأله این است که مردم هر کاری را که دل‌شان بخواهد می‌توانند انجام دهند، مگر اینکه قانون منع کند. چون اصل بر آزادی است، بحث اساسی در منطق مشروطۀ ما این است که قانون چه چیزهایی را محدود می‌کند.به طور کلی، با توجه با مباحث بالا، بحث ما این است که قانون اساسی مشروطه در اساس سکولار بود و آن ایرادهایی که ما امروز با نگاه‌مان به آن می‌توانیم پیدا کنیم، همه قابل اصلاح بود و متمم به آن می‌خورد و می‌تواند بخورد. اما آن چیزی که در سال 57 به نام حکومت اسلامی تأسیس شد، بی‌اعتنا به این اساس و مباحث و بی‌اعتنا به قابلیت اصلاحیِ قانون اساسی مشروطه بوده، و حکومتی بود از یک‌سو در غصب حق امام به لحاظ کلام و منطق شیعی، و از سوی دیگر، الهام گرفته شده از اخوان‌المسلمین و اتحاد اسلام. این در حالی است که ما در دورۀ مشروطه، حکومت عرفی داشتیم و توانسته بودیم گام‌های اساسی به سمت دموکراسی برداریم. انقلاب 57 گسستی است در این مسیر رو به جلو، و ورودی است به یک کژراهه. یعنی حکومتی است که مسألۀ ملت را نفی می‌کند و بر روی امت تأکید می‌کند. سیستمی است که به لحاظ مفهومی غلط طراحی شده و روی خلأ ایستاده، به این دلیل که تاریخ ایران را نفی می‌کند و منطق دیوانسالاری ایرانی را نمی‌فهمد. به جای آن، ایدئولوژی خودش را از اخوان‌المسلمین و تفکرات سید قطب گرفته و راهنمای سیاست خارجی خود را وحدت جهان اسلام یعنی تشکیل امت اسلامی قرار داده است. در نتیجۀ این بنیان‌ها و جهت‌یابی‌های غلط و ناهمخوان با ماهیت و تاریخ ایران، منابع و امکانات کشور را هدر داده و در حوزۀ سیاست بین‌المللی‌اش در بن‌بست قرار دارد.&lt;br&gt;&#xA;حتی در دیدگاه شیعه نیز تشکیل امت اسلامی در غیبت امام امکان‌پذیر نیست، زیرا امت اسلامی امام می‌خواهد و اتحاد مسلمین و تشکیل امت اسلامی از شأن امام معصوم است اما جمهوری اسلامی چون تحت تآثیر اخوان‌المسلمین و سید قطب بود، معتقد است که می‌شود امت درست کرد، آن هم بر مبنای اتحادی بر محور فلسطین و رفع اسرائیل. که البته این اتفاقات معاصر، دوباره به ما نشان داد که اتحاد جهان اسلام به معنای رفعِ ایران است، چون جهان اسلام زمانی متحد می‌شود که ایرانی وجود نداشته باشد، چرا که تنها مانع این اتحاد جهان اسلام، ایران و رافضی‌های آن می‌باشد.&lt;br&gt;&#xA;جمهوری اسلامی حتی متوجۀ این نکتۀ مهم نیست که وقتی همۀ مسلمان‌ها با هم متحد شوند، دعوای اصلی و اولیۀ آنها با رافضی‌ها، شیعیان و باطنی‌ها است که ما هستیم. آنها در این حد هم به تاریخ ایران نگاه نمی‌کنند. از همین رو، در نظام بین‌الملل دچار تنش هستند و در داخل نیز چون با مقولاتی که بر اساس آن بشود دولت کارآمد درست کرد فکر نمی‌کنند، اساساً فاقد دولت به معنای کارآمد آن هستند و با این شرایط، ایران مأموریت پیدا کرده که پروژه‌ای را انجام دهد که نه هزینه‌های این پروژه را می‌تواند تأمین کند (هزینۀ پروژۀ نابودی اسرائیل بر دوش ملت ایران گذاشته شده) و در داخل نیز چون هیچ نوع اقتصادی به معنای اقتصاد مدرن و ملی وجود ندارد که مولد باشد و تولید کند و ثروت ملی ایجاد بکند، اساساً یک نظام اقتصادی دلالی درست کرده و این نظام اقتصادی دلالی هم ساختارهای اجتماعی ما را به هم ریخته و هم ساختارهای اخلاقی و فرهنگی ما را با تهدیدهای جدی مواجه کرده است.&lt;br&gt;&#xA;اما بحث اساسی این است که چگونه می‌توان از این مشکلی که برای ما عارض شده است، عبور کرد. از دیدگاه ما، گذار از نظام جمهوری اسلامی تنها در یک شکل امکان‌پذیر است و آن بازگشت به مشروطه است یعنی ما برای خروج از کژراهه باید به جایی برویم که در حقیقت معنای درست اصلاحات همین است. چیزی که اصلاح‌طلبان نتوانسته‌اند دریابند و آن را تعریف کنند و به همین خاطر به بیراهه رفتند و اساساً انرژی جامعه را هدر داده‌اند و نتوانستند اصلاحات به معنای درست کلمه را انجام دهند و اصلاحات را تبدیل کرده‌اند به اسم رمز منافع جناحی و جریانیِ خودشان و اشغال کرسی‌های قدرت. اصلاح‌طلبان به این امر واقف نیستند که به طور طبیعی اگر جامعه‌ا‌‌ی قوی شود و سرمایه‌داری و تولید و صنعت مستقل از دولت تأسیس شود و بازار آزاد حکم‌فرما باشد، منجر به قدرت‌مندی جامعۀ مدنی و عقب‌نشینی دولت به حدود قانونی خواهد بود که آن حدود قانونی مشروطه بود. اما الان وقتی قرار است دولت عقب‌نشینی کند باید به قانون اساسی و حدودی برگردد که بنا بر ماهیت خود و ایدئولوژی حکومت، دقیقا استبداد است.&lt;br&gt;&#xA;بر پایۀ همین خطاها است که باید اندیشیده شود که در کجا و در کدام نقطه اشتباه شده و به کژراهه کشانده شدیم، که بایستی با بازگشت به آن، اصلاحات رخ دهد. اساساً هر نوع خروج از کژراهه و اصلاحات، در بازگشت به مشروطه امکان‌پذیر است که دارای نظام حقوقی بر مبنای نظریه‌ای است که در آنجا هم ملت (و نه امت) معنا پیدا می‌کند و هم دولت معنا پیدا می‌کند و هم دارای یک نظام حقوقی روشنی است که می‌شود در چارچوب آن، هر نوع اصلاحات لازم حقوقی و اداری را انجام داد.&lt;br&gt;&#xA;پس، همۀ نواقص موجود در نظام مشروطه و در قانون اساسی مشروطه، و یا ایرادهای دیگری که می‌شود به تاریخ نظام پیشین (نظام مشروطه) گرفت را می‌شود با بازگشت به آن (مشروطه) و با کمک ارادۀ ملی و عقل و خرد ملی تصحیح کرد.&lt;br&gt;&#xA;انقلاب 57، انقلاب علیه پهلوی نبود بلکه انقلابی بود بر علیه نظام مشروطه و ما می‌بایستی علناً اعلام کنیم که انقلاب تمام شده است، اسلام سیاسی در تأسیس دولت کارآمد ناتوان بوده و نتوانسته دولت مناسب درست کند. جمهوری اسلامی به عنوان شکل عملیاتی شده و عینی‌ شدۀ آن اندیشۀ اسلام سیاسی به آخر خط رسیده و اکنون مسألۀ اساسی این است که با صدای رسا اعلام شود که انقلاب تمام شده است، همۀ آن وعده‌ها و تخیلات به اتمام رسیده و می‌بایستی از این کژراهه به درون نظام تثبیت‌شده‌ای بازگردیم و در آنجا بایستیم و دربارۀ اینکه چه می‌خواهیم بکنیم، چه شکلی از حکومت را می‌خواهیم و چگونه می‌خواهیم کشور را اداره کنیم، در مورد همۀ این موارد بحث و صحبت کنیم.&lt;br&gt;&#xA;مشروطه الگویی است که حتی می‌تواند مدل‌‌های عدم خشونت بومی را نشان بدهد، یعنی در مشروطه، ما خشونت انقلابی که جریان چپ بر انقلاب‌ها تحمیل کرده را نداریم. ما با مشروطه، جهان جدید و مدرن خودمان را صورت‌بندی کردیم. از لحاظ سیاسی هم باید برگردیم به نظام حقوقی مشروطه. وقتی از بازگشت به مشروطه صحبت می‌کنیم یعنی بازگشت به یک نظام فکری، به یک ساخت فکری و به یک نظام نظری، یعنی قرار گرفتن در زمین مشروطه و از آنجا به تاریخ معاصر نگاه کردن و تحلیل کردن و تصمیم گرفتن.&lt;br&gt;&#xA;ما معتقدیم که خروج از نظامی که انقلاب به وجود آورده است، با بازگشت به همان نظام سیاسی انقلاب مشروطه امکان‌پذیر است، یعنی دستگاه نظری‌ای که مشروطه فراهم آورده می‌تواند به ما بینشی ببخشد که آن بینش در ما تحرک اجتماعی و سیاسی ایجاد کند. همان‌طوری که در مبارزه با استبداد قاجار، ما یک تجربه‌ای داریم، الان عده‌ای نشسته‌اند و دارند تجربۀ هند و آفریقای جنوبی را فرمول‌بندی می‌کنند و احکامش را بیرون می‌آورند تا ببینند چطور می¬شود در ایران به کار برد یا در اکراین به کار برد و در جاهای دیگر، که اتفاقاً در جاهایی به کار برده شده است. من نمی‌گویم که مدل تجربۀ هند و آفریقای جنوبی هیچ چیزی برای ما ندارد و معتقدم که از آنها می‌شود درس گرفت و در آنها نیز چیزهایی وجود دارد.&lt;br&gt;&#xA;ما یک سنت، یک نظام فکری و یک انقلابی به نام انقلاب و نظام مشروطه داریم که در آن توانسته‌ایم به جنگ استبداد برویم. چون یک استراتژی داشتیم، تاکتیک‌هایی داشتیم، دستگاه فکری داشتیم که توانستیم به جنگ استبداد برویم و اکنون نیز معتقدیم که برای ادامۀ جنگ با استبداد باید به همان دستگاه نظری و فکری رجوع کرد و به همان بینش باید مراجعه نمود یعنی به همان مشروطه، و تاکتیک‌ها را هم از درون آن پیدا کرد و به کمک آن یافت.&lt;br&gt;&#xA;ما اگر بتوانیم توضیح دهیم که دموکراسی داخل مشروطه موجود است و سکولاریسم داخل مشروطه موجود است و همه می‌توانیم در درون مشروطه، چیزهایی نظیر آزادی و عدالت و برابری حقوق را که به دنبالش هستیم بیابیم، واجد یک نظری شده‌ایم که دارای یک دستگاه حقوقی از پیش موجود است. در درون همین دستگاه حقوقی مشروطه است که ما می‌توانیم هم دولت موقت تشکیل دهیم، هم مجلس مؤسسان تشکیل بدهیم و هم تکلیف قوای نظامی را مشخص کنیم، تا بتوانیم نظمی را برقرار کنیم. منظور این نیست که بدون هیچ نوع درگیری و هرج و مرجی، ما می‌توانیم گذار را عملی کنیم. منظور این است که یک نوع امکاناتی در داخل نظام حقوقی مشروطه نهفته است که با فعال کردن آن می‌شود جلوی آشوب‌ها و درگیری‌ها را گرفت و خشونت‌ها را کنترل کرد و تجربۀ زیستۀ ما هم در مشروطه، عبور بدون خشونت است. چون توانستیم با حداقل خشونت عبور کنیم، بسیاری از مقاماتی که در دورۀ استبداد بوده‌اند اما شخصیت‌هایی کارا و مفید بودند (همچون محمدعلی فروغی)، در دورۀ مشروطه آمدند و به کار گرفته شدند، قزاق‌ها توانستند بیایند و در ارتش ملی ما جای بگیرند.&lt;br&gt;&#xA;ما یک تجربه‌ای داریم که این تجربه ارزشمند است. یک دستگاه نظری داریم که می‌توانیم به آن برگردیم. فراموش نکنیم که در دورۀ رنسانس، رجعت و بازگشت به یونان مهم بود، نه اینکه بتوانند به یونان برگردند –که امکان‌پذیر نبود- بلکه می‌شد به چیزی که در فکر یونان وجود داشت بازگشت، چیزی که اندیشیدن به یونان می‌توانست در اختیار رنسانس و به طور کلی دوران جدید قرار دهد. سده‌های 15 و 16 که سده‌های زایش رنسانس هست و به طور کلی نوین است، به شرطی امکان‌پذیر شد که توانستند در مبانی نظری خودشان به یک چیزی بازگشت کنند و با کمک مفاهیمی که در آن بازگشت وجود داشت بیایند و دنیای جدید خودشان را استوار کنند. ما برای استوار کردن دنیای جدید خودمان، مفاهیمی را نیاز داریم که این مفاهیم داخل مشروطه است. این مفاهیم نه صرفِ دموکراسی یا سکولاریسم است، بلکه همۀ اینها با هم در درون مشروطه وجود دارد. یعنی ضمن اینکه به یک سنت کهن بر‌می‌گردیم، می‌توانیم آیندۀ خودمان و نو شدن خودمان را در درون آن و با مفاهیم آن ادامه دهیم&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی به تاریخچه و آرمان پان‌ایرانیسم</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/2209/</link>
      <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/2209/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2019/09/WhatsApp-Image-2022-01-02-at-9.31.59-AM.jpeg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2019/09/WhatsApp-Image-2022-01-02-at-9.31.59-AM.jpeg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&#xA;&lt;p&gt;«قالوا وأعدل أقسام الأرض وأصفاها وأطیبها إیرانشهر …: ما بین نهر بلخ إلى نهر الفرات فی الطول ومابین بحر عابسکین إلى بحر فارس والیمن فی العرض ثم إلى مکران وکابل وطخارستان ومنتهى اذربیجان …» (مطهربن طاهر مقدسی، البدءوالتاریخ، قاهره، مکتبه الثقافه الدینیه، فصل سیزدهم، جلد چهارم، ص ۹۷)&lt;br&gt;&#xA;ترجمه: «گویند معتدل‌ترین و باصفاترین و بهترین بخش‌های زمین ایرانشهر است… درازای آن میان رودخانه بلخ تا رودخانه‌ی فرات و پهنای آن میان دریای غابسکین (مازندران) تا دریای فارس و یمن و سپس به طرف مکران و کابل و طخارستان و منتهای آذربایجان است…» (محمدبن طاهر مقدسی، آفرینش و تاریخ، ترجمه محمدرضا شفیعی کدکنی، مجلد دوم، ص ۶۱۵).&lt;br&gt;&#xA;معنی «پان»&lt;br&gt;&#xA;ریشه‌ی «پان» به واژه یونانی «pâs» باز می‌گردد و به معنی عموم، همه، همگانی، سرتاسر، کلی و عام است و از جمله به صورت پیشوند در حوزه‌های مختلفی به کار برده می‌شود. برای مثال پان‌آمریکن نام خطوط هوایی سراسری آمریکا بوده است، یا پان‌آفریکان نام دانشگاهی است در آفریقا، یا مثلاً گفته می‌شود که جام ملت‌های اروپا از سال ۲۰۲۰ قرار است به شکل پان‌یوروپیان (یعنی به میزبانی سراسری همه کشورهای اروپایی) برگزار شود و مثال‌هایی از این دست. چنانکه مشاهده می‌شود در هیچکدام از این موارد، پان نه معنی نژادی می‌دهد و نه معنای سیاسی، بلکه تنها پیشوندی است برای رساندن مفهوم سراسری؛ بنابراین این سخن که همه‌ی پان‌ها مترادف نژادپرستی هستند بی‌معنا است. برخی از راه قیاس بین پان‌ترکیسم، پان‌عربیسم و پان‌ایرانیسم، حکم آن دو را به پان‌ایرانیسم تسرّی می‌دهند. در حوزه مکاتب فرهنگی و احزاب سیاسی، باید آرمان‌ها، اهداف و عملکرد هر یک از جریانات را بررسی و از پیش‌داوری تنها به دلیل تشابهات اسمی پرهیز کرد. محیط‌های خیزش جنبش‌های پان، اهداف، شکل سازمان، شیوه‌ها و ایدئولوژی‌های آنها آنقدر پراکنده‌اند که ارائه تعمیم‌های نامعتبر درباره‌ی آنها تقریباً غیرممکن است(۱). برای مقایسه‌ی ایدئولوژی‌ها و جنبش‌های گوناگون پان، نخست باید میان مکتب‌های فکری‌ای که تنها در پی یک سیاست مشترک هستند و مکتب‌هایی که لزوماً ماهیت ناسیونالیستی ستیزه‌جویانه دارند، تفاوت قائل شد(۲). پان‌ایرانیسم چه از نظر معنای لغوی و چه از جهت مفهوم فرهنگی و سیاسی یعنی وحدت همه‌ی مردمان ایرانی‌تبار. به بیان دیگر در مکتب پان‌ایرانیسم همه‌ی سرزمین‌های ایرانی و همه مردمان ایرانی‌تبار از جایگاهی یکسان برخوردارند.&lt;br&gt;&#xA;مکتب پان‌ایرانیسم&lt;br&gt;&#xA;برای آشنایی با نهضت و مکتب پان‌ایرانیسم که حزب پان‌ایرانیست بر پایه‌ی نظریات آن شکل گرفته است، فارغ از معنای لغوی آن، باید به اهداف و نظریات مؤسسان و رهبران آن نظر افکند. پان‌ایرانیسم نخستین بار توسط دکتر محمود افشار یزدی از ایرانشناسان و سیاستمداران تحصیلکرده‌ی سوئیس در معنای فرهنگی به کار رفت. او که اولین به‌کاربرنده و مفسر این واژه بود می‌نویسد: «من از پان‌ایرانیسم منظورم آن است که ملل و اقوامی که به زبان فارسی سخن می‌گویند یا می‌گفته‌اند و ساختمان بزرگ ادبیات فارسی را به مشارکت یکدیگر برپا ساخته و باز استعداد آن را دارند که بزرگتر کنند، از هم پراکنده یا نسبت به هم بیگانه نشوند»(۳). هم او می‌افزاید: «ما نسبت به هیچیک از نقاط خارج ایران کنونی، نظر سیاسی نداریم و علاقه‌ای که نسبت به این نقاط ابراز می‌کنیم از لحاظ تاریخ و تمدن و ادبیات ماست»(۴).&lt;br&gt;&#xA;مقدمه‌ی تشکیل مکتب پان‌ایرانیسم به وقایع مربوط به اشغال ایران در جنگ جهانی دوم باز می‌گردد. با تشکیل هسته‌های مقاومت در جریان اشغال ایران از سوی قوای روس و انگلیس و زمزمه‌های تجزیه‌ی آذربایجان و کردستان با حمایت شوروی، جوانانی که در برابر وقایع پیش آمده احساس مسئولیت می‌کردند دور هم جمع شده و تصمیم به مقابله با متجاوزین گرفتند. این جوانان در سال ۱۳۲۶ مکتب پان‌ایرانیسم و بعدها حزب پان‌ایرانیست را بنیان نهادند. با نگاهی به سابقه‌ی فعالیت‌های حزب پان‌ایرانیست که در ادامه به آن اشاره خواهد شد، عملکرد این حزب را می‌توان در دفاع از تمامیت ارضی و فرهنگی ایران و حمایت از عناصر ایرانی خارج از مرزهای ایران سیاسی (همچون کردهای عراق و ترکیه و مردم بحرین) که مورد هجوم و تعدی دولت‌های فاشیست و نژادپرست منطقه قرار گرفته بودند، ارزیابی کرد. اتهاماتی که از سوی گروه‌های چپگرا مانند حزب توده و بعدها چریکهای فدایی خلق به پان‌ایرانیست‌ها زده می‌شد بر مبانی ایدئولوژیک استوار بود که از سوی دستگاه تبلیغاتی کمونیستی شوروی صادر می‌شد. حکومت شوروی که زندان عقاید و افکار آزادیخواهانه و ضداستبدادی بود و از توجه مردم ایرانی‌تبار در ازبکستان، تاجیکستان و قفقاز به فرهنگ باستانی‌شان در هراس بود، بیشترین تلاش را برای بد جلوه دادن نهضت پان‌ایرانیسم به کار برد. در سی و دومین جلد دانشنامه‌ی شوروی، درباره‌ی پان‌ایرانیسم چنین نوشته شده است: «فلسفه‌ای است ارتجاعی و نژادی، محرکین آن ملاکین و سرمایه‌داران بزرگ ایرانی‌اند که با امپریالیست‌ها ارتباط دارند.» تبلیغات ناشی از ترس علیه پان‌ایرانیسم در شوروی تا جایی ادامه پیدا کرد که به گفته‌ی نویسنده‌ی تاجیکستانی استاد میرزا شکورزاده، معلمان نظام آموزشی کمونیستی شوروی، هواداران پان‌ایرانیسم را در مدارس با صفاتی چون «دیو» توصیف می‌کردند(۵).&lt;br&gt;&#xA;همین اتهامات ساخته و پرداخته‌ی دستگاه تبلیغاتی شوروی، عیناً توسط نمایندگان سیاسی شوروی در ایران به پان‌ایرانیست‌ها زده می‌شد و امروز نیز چنین اتهاماتی از سوی پیروان فکری آنان به نهضت پان‌ایرانیسم نسبت داده می‌شود. نفر دوم حزب پان‌ایرانیست دکتر محمدرضا عاملی تهرانی از شهر کردزبان مهاباد و نفر اول محسن پزشکپور از خرمشهر- که درصد قابل توجهی از مردم آن عرب‌زبان بودند- وارد مجلس شدند. همچنین مهندس رضا کرمانی شهردار خرمشهر در سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹ که به عنوان بهترین شهردار خرمشهر نیز انتخاب شد عضو حزب پان‌ایرانیست بود.&lt;br&gt;&#xA;پرچم حزب پان ایرانیست&lt;br&gt;&#xA;از مواردی که مغالطه‌گران از آن استفاده می‌کنند تا حزب پان‌ایرانیست را حزبی نژادپرست خطاب کنند پرچم این حزب است. آنان پرچم حزب را که نشان مخالفت است در میان عوام نشان نابرابری معرفی می‌کنند و در تفسیر آن می‌گویند که مراد از این نشان، اعتقاد پان‌ایرانیست‌ها به نابرابری ایرانیان با سایر اقوام است. در حالی‌ که در هیچ یک از متون مکتب پان‌ایرانیسم چنین چیزی دیده نمی‌شود. نشان حزب پان‌ایرانیست علامت مخالف، یکی از علائم ریاضی است. نشان مخالف از دو خط موازی و یک خط قاطع تشکیل شده است و در حقیقت بیان گویای استراتژی پان‌ایرانیست‌ها است. این نشان بسیار ساده انتخاب شده و به خوبی مفاهیم و خواسته‌های حزب و جنبش پان‌ایرانیست‌ها را بیان می‌کند(۶). محسن پزشکپور رهبر پیشین حزب پان‌ایرانیست درباره‌ی فلسفه‌ی این علامت گفته است: «نشان از مخالفت ما دارد با نظامات غیرملی و غیرناسیونالیستی»(۷). امیرشاپور زندنیا از اعضای حزب سومکا که از احزاب رقیب حزب پان‌ایرانیست به شمار می‌رفت نیز در کتاب خاطرات خود به اینکه این علامت نشان مخالفت است و پان‌ایرانیست‌ها آن را برای نشان دادن مخالفت خود با نظام‌های غیرملی به کار می‌برند صحه گذاشته است(۸).&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>امیر آقاجانی: تأملی نو بر مفهوم فرّه ایزدی</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/2507/</link>
      <pubDate>Mon, 13 May 2019 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/2507/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/02/WhatsApp-Image-2022-02-05-at-2.24.28-PM.jpeg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/02/WhatsApp-Image-2022-02-05-at-2.24.28-PM.jpeg&#34; alt=&#34;امیر آقاجانی&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&#xA;&lt;p&gt;فرّه ایزدی یکی از مفاهیم جالب توجه و کلیدی فرهنگ ایرانی برای درک ماهیت اندیشة سیاسی ایرانشهری است. برای پرداختن به مفهوم فرّه ایزدی، نیاز است که نخست به خاستگاه این مفهوم اشاره شود.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>دشمن ما تازد اول بر زبان مشترک</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3181/</link>
      <pubDate>Sun, 22 Jul 2018 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3181/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/07/محمودی.jpeg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/07/محمودی.jpeg&#34; alt=&#34;آرسام محمودی&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#xA;&lt;pre&gt;&lt;code&gt;        &amp;lt;p&amp;gt;آرسام محمودی: سخنرانی چندوقت پیش محمدرضا شفیعی‌کدکنی استاد و ادیب بزرگ عصر حاضر، در یادآوری جایگاه زبان فارسی و سایر زبان‌های ایرانی به‌عنوان سرمایه‌های ملی، به مثابه ریختن آب در خوابگاه مورچگان بود.&amp;lt;/p&amp;gt;&#xA;&lt;/code&gt;&lt;/pre&gt;&#xA;&lt;p&gt;وی در این سخنرانی به یکی از مهم‌ترین خطرات تهدیدکننده زبان فارسی، زبان ملی ایرانیان و زبان های محلی اشاره کرد. صحبت‌های این اندیشمند بزرگ برای وطن‌خواهان آذربایجانی که با تکیه بر سنت تاریخی و فرهنگی آذربایجان مدت‌هاست این خطرات را به مسئولان امر و زمامداران کشور گوشزد می‌کنند، دلگرم کننده بوده و بار دیگر حقانیت مباحث آنان را به اثبات رساند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاریخ ترکیه امتداد نسل‌کشی‌هاست</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3178/</link>
      <pubDate>Sat, 17 Mar 2018 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3178/</guid>
      <description>&lt;p&gt;مجید آزادی: پروژه‌های ملت‌ سازی در کشورهایی که ملت طبیعی و تاریخی ندارند معمولا در نفی یا نابودی گروه‌های مختلف ساکن در یک منطقه توسط گروه کوچک حاکم کلید می‌خورند. این نفی و نیست کردن گستره‌ای از زبان تا وجود انسان‌ها را شامل می‌شود و تاریخ مملو از حوادثی ناگوار در این عرصه است. دولتمردان منطقه‌ای که در گذشته‌ی نه چندان دور به عثمانی و امروز به نام ترکیه می‌شناسیم (صرف ترک خواندنِ کشوری که بیشترین ساکنان کُرد جهان را در کنار جمعیت ارمنی، زازا، چرکس، لاز، گرجی و… دارد نشان از جعلی بودن نام این کشور و تلاش برای آسیمیلاسیون جمعیت‌های ساکن دارد) در پروژه ملت‌سازی خود فجایعی مرتکب شده‌اند که از جمله رخدادهای ننگین در تاریخ بشری به شمار می‌آیند. ترکیه‌ای که خود را ادامه عثمانی تعریف کرده است، در ادامه راهکار کشتار، دنباله‌رو اسلاف خود بوده که در این متن به کوتاهی به هرکدام از این فجایع اشاره خواهیم کرد.البته این کشتارهای عثمانی مربوط به اواخر آن و مقدمات برآمدن دولت جوان ترکیه است؛عثمانی به نزدیک شدن به پایان کار در خود نطفه های دولت جوانی را پرورد که مجبور بود برای مشروعیت وجودی خود همه بنیان های تاریخی و واقعی را دستکاری کند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقتصادی سوار بر مرکب اندیشه شکست‌خورده</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/3176/</link>
      <pubDate>Thu, 24 Nov 2016 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/3176/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/06/اوژن-اکبری.jpeg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/06/اوژن-اکبری.jpeg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#xA;&lt;pre&gt;&lt;code&gt;        &amp;lt;p&amp;gt;اوژن اکبری – نوع نگرش و زاویه دید حاکمان یک جامعه نسبت به کلیه عوامل مؤثر در تشکیل آن جامعه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی- می‌تواند در ایجاد «زمینه‌سازی و شکل‌دهی به رفتارهای افراد جامعه، ایجاد انگیزش، تأمین نیازها و جهت‌دهی به گرایش‌ها(۱)» تأثیر بسزایی داشته باشد و اهمیتی بس حیاتی و ضروری برای جامعه را در بر دارد و ملت را به سوی امنیت اجتماعی، قدرت ملی، غنای فرهنگی و رفاه اقتصادی سوق دهد. به دیگر سخن نگاه و نگرش دولت عامل تعیین کننده‌ای جهت رسیدن به مطلوبیت مورد نظر آن جامعه است. به‌ویژه در کشورهای در حال گذار عامل مهمی در سوق دادن آن کشور به فرایند توسعه یا اضمحلال است. به همین موجب پیش از حرکت در فرایند توسعه، نگرش حاکمان آن جامعه را باید مورد بررسی و ریزبینی قرارداد، به بیان دیگر باید زاویه دید آنان را نسبت به فرایند توسعه سنجید.&amp;lt;br&amp;gt;&#xA;&lt;/code&gt;&lt;/pre&gt;&#xA;&lt;p&gt;با این مقدمه، مروری بر اقتصاد بازار و چگونگی سازماندهی اقتصادی جوامع خواهیم داشت. بازار، محور اصلی و کل حیات اقتصادی هر جامعه است که همه امور اقتصادی گرد آن می‌چرخد؛ به همین علت نگرش چرخانندگان اصلی هر بازار در تعیین پیشبرد اهداف آن بازار بسیار اهمیت دارد. پاسخ به پرسش‌هایی چون «چه چیزی تولید شود؟»، «چگونه تولید شود؟»، و «چگونه توزیع شود؟» را باید در نظام اقتصادی و ساختار بازار جستجو کرد.&lt;br&gt;&#xA;«در اقتصادهای بازار آزاد افراد و بنگاه‌های خصوصی مهم‌ترین تصمیمات را در مورد تولید و مصرف می‌گیرند(۲)» تصمیم‌گیری در مورد پرسش‌های بالا را بازار، قیمت، سود، انگیزه و پاداش به عهده دارد. نقش تعیین کننده در اقتصاد کاملاً دولتی و دستوری را نه عوامل خانوارها و بنگاه‌ها و قیمت بازار، بلکه دولت به عهده دارد و تصمیم‌گیری پیرامون سه پرسش بالا بر عهده دولت است. همچنین در اقتصادهای مختلط میزان نقش آفرینی بنگاه‌ها و خانوارها از یک سو و دولت از سوی دیگر تعیین کننده سرنوشت اقتصادی است. به‌طور کلی بسته به میزان نفوذ خانوار و بنگاه‌ها یا دولت، مکانیسم بازار شکل می‌گیرد که منجر به تأثیرگذاری بیشتر هرکدام در بازار می‌شود. در کشورهای در حال گذار عامل تعیین کننده در ساختار بازار به عهده دولت است به گونه‌ای که دولت عامل مهم در تسهیل و پیشبرد اهداف اقتصادی و رفتن به سوی اقتصاد بازار آزاد است.&lt;br&gt;&#xA;به شکلی که در زمینه‌های اقتصادی با توجه به کمیابی منابع که در ویژگی فعالیت‌های اقتصادی است، اگر نگرش علمی باشد منجر به افزایش بهره‌وری و کارایی می‌گردد و از سوی دیگر عقلانیت -عقل معاش- جامعه را افزایش می‌دهد. (۳)&lt;br&gt;&#xA;به دیگر سخن در اقتصاد مدرن میزان افزایش عقل معاش به افزایش کارایی و منافع بستگی دارد، چرا که کارایی چیزی نیست جز کارآمدترین استفاده از منابع جامعه در جهت تأمین نیازهای ملت؛ به عبارت درست‌تر «اگر سیاست‌مداران نتوانند بر مبنای بازار، منافع اقتصادی و رفاه اجتماعی را بدون بدتر کردن وضعیت دیگری افزایش دهند آینده سیاسی آنان به مخاطره خواهد افتاد». (۴)&lt;br&gt;&#xA;اکنون به نگرش اقتصادی حاکمان امروز ایران می‌پردازیم. اقتصاد ایران یک اقتصاد دولتی سوداگرانه است که با ایجاد نهادها و سازمان‌های هم سو با چنین نگرشی، سرمایه‌های کلان اقتصادی را به بخش‌های بازار ارز، طلا، مسکن و دیگر فعالیت‌های زودبازده هدایت می‌کند. این سیاست اقتصادی دولتمردان نه تنها هیچ تأثیری بر شاخص‌های کلان اقتصاد ملی ندارد بلکه فعالیت‌های اقتصادی را به سوی فعالیت‌های غیر مولد سوق می‌دهد. چنین شرایطی در عمل موجب از کار انداختن بخش مولد اقتصادی خواهد شد. وجود این سیاست اقتصادی و دیگر سیاست‌های این‌چنینی از نگرش سوداگرانه، دلال مسلکی و فقدان مجموعه نظریات منسجم اقتصادی دولتمردان ایران حکایت دارد و ریشه چنین تفکری و فلسفه آن را باید در دوران پیش از اقتصاد مدرن جست و جو کرد.&lt;br&gt;&#xA;گفتنی است تولید در اقتصاد دولتی سوداگرانه بر پایه نظام مالی موجود در جمهوری اسلامی، کمترین نقشی در کلیت اقتصاد کشور ندارد. به شکلی که حاکمان سوداگر، فعالیت‌های اقتصادی را در جهت دلالی و واسطه‌گری هدایت کرده و فعالیت‌های تولیدی را به سوی پیچیده‌تر و سخت‌تر شدن امور پیش برده‌اند. در چنین اندیشه‌ای قوانین، مقررات و وجود نهادهای ضد تولید موانع پیچیده‌ای را بر سر راه تولید جامعه ایران ایجاد کرده‌اند؛ به شکلی که فعالیت تولیدی نه تنها برای سرمایه‌گذار صرفه اقتصادی ندارد بلکه کوشش‌های تولیدکننده نیز حاصلی جز ضرر و ناامیدی در بر ندارد. وجود چنین موانعی افراد را نسبت به فعالیت‌های تولیدی بی‌انگیزه و نوعی تشویش و سردرگمی را برای جامعه ایجاد نموده که منجر به گرایش جامعه به سوی، سودهای آنی، غیر عقلانی و ثروت‌های باد آورده از طریق رانت شده است.&lt;br&gt;&#xA;حاکمان امروز ایران از نظر تقویمی در عصر حاضر به بسر می‌برند اما از نظر نگرش اقتصادی در عصر پیش از مدرن سیر می‌کنند. به همین دلیل فهم و درک درستی از مفاهیم اقتصاد امروز نداشته و ناتوان در رفع مشکلات اقتصادی هستند. جمهوری اسلامی کشور را در دور باطل گرفتار کرده بطوریکه گره‌های موجود در اقتصاد ایران را روز به روز کورتر می‌کند و در نهایت خود در گشودن آنها ناتوان شده است. در این روند دولتمردان سر رشته مشکلات را از دست داده‌اند؛ سررشته‌ای که بیش از هر چیز به اندیشه دلالی و سوداگرانه آنان برمی گردد. در نزد حاکمان سیاسی ایران تصمیمات اقتصادی بیش از آن که مبنای اقتصادی داشته باشند، تصمیماتی از نوع حسابداری برای تنظیم دخل و خرج امور مملکت هستند. در همین راستا دولت ایران را می‌توان به شکل یک دربار بزرگ با دخل و خرج افسانه‌ای در نظر گرفت که تنها در فکر تنظیم هزینه‌های دربار هستند. حال اگر درآمد ارزی ناشی از فروش ثروت ملی خوب بود، وضعیت ملت اندکی بهتر خواهد شد که این بهبود در نتیجه توان بالای مدیریتی یا کارآمدی سیاست‌های اقتصادی نیست بلکه نشأت گرفته از بالا رفتن درآمد ارزی است. شرایط بحرانی اقتصاد امروز ایران و کمبود منابع ارزی از یک سو و وجود نهادها و سازمان‌های متضاد اقتصادی زیر سایه جمهوری اسلامی از سوی دیگر، منجر به تشدید درگیری میان جناح‌ها و تقابل نیروها درون حاکمیت شده است به گونه‌ای که دیگر شیوه سنتی مدیریت اقتصادی حاکمیت در پر کردن شکاف‌ها و تضادها ناتوان است.&lt;br&gt;&#xA;این روش مدیریت با تکیه بر«فروش ثروت ملی و تداوم بحران و عقب ماندگی صنعت همراه است (۵)». در نتیجه چنین مدیریتی بخش حقیقی اقتصاد در عمل غیر فعال، بخش پولی اقتصاد فعال اما ناکارآمد و روز به روز در حال بزرگ‌تر شدن و بلعیدن بخش حقیقی اقتصاد است. در بخش پولی، تنها توزیع منابع آن هم به شکل سنتی در جریان است که با توجه به کمبود منابع و درآمد حاصل از فروش ارز، توزیع منابع به چنین صورتی کارکرد خود را از دست داده است. به همین دلیل در چهار دهه عمر جمهوری اسلامی، دولت‌های مختلف هر گاه با کمبود منابع ارزی مواجه شده‌اند درگیری و منازعات درون حاکمیت تشدید پیدا کرده است. وجود ساختار اقتصادی سوداگرانه و فقدان نظریات منسجم اقتصادی همه دولت‌های نظام جمهوری اسلامی را در گشودن گره‌های ساختاری اقتصاد ایران ناتوان کرده به شکلی که در هر برهه یک گام به پیش و چند گام به پس برداشته‌اند. حاکمان نظام جمهوری اسلامی پیش از هر اقدامی برای اصلاح اقتصادی و مبارزه با فساد باید به بازبینی نگرش خود پرداخته و اقدام به خانه تکانی اندیشه سوداگرانه از ذهن خود نموده تا اصلاح اقتصادی و مبارزه با فساد کار ساز شود. گفتنی است هیچ اصلاحی صورت نخواهد گرفت مگر در ابتدا اصلاح اندیشه آغاز گردد، اکنون پس از حدود چهار دهه تباهی، فساد اقتصادی و گسترش فقر به معنای دقیق کلمه، عده‌ای که خود در این بحران نقش تعیین‌کننده داشتند با بزک کردن همان اندیشه به شکلی دیگر و با شعبده بازی دم از اصلاح امور می زند! گویا تا «پایان تلخ» می‌خواهند بر همان مرکب اندیشه شکست خورده سوار باشند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>یادداشت اوژن اکبری به مناسبت شصت‌ و نهمین سالگرد بنیاد مکتب پان‌ایرانیسم</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/2400/</link>
      <pubDate>Fri, 09 Sep 2016 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/2400/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2022/06/اوژن-اکبری.jpeg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;اوژن اکبری – در آشفته بازار کنونی و بلبشوی حاضر، پرسش هایی در ذهن هر ایرانی عاشق به وطن در حوزه مسائل اقتصادی بوجود می آید، که این همه سر در گمی در حوزه اقتصاد ناشی از چیست؟ چرا حکومت نتوانسته است یک نظام اقتصادی مبتنی بر علم با توجه با ساختار تاریخی، فرهنگی و اجتماعی در کشور ایجاد کند؟ چه شده است با وجود پیشرفت‌های عظیم گسترده در حوزه علم و فناوری جهان در چهار دهه گذشته جامعه ایران نتوانسته است از ظرفیت تاریخی خود استفاده کند؟ چه عواملی موجب شده است نظام کنونی با این همه منابع طبیعی سرشار و زیر ساخت‌های به جا مانده از رژیم گذشته نتوانسته است شرایط اقتصادی مناسبی در شان ملت ایران ایجاد نماید؟ و یا چرا کشورهای امارات متحده عربی و ترکیه به بازار ترانزیت کالای منطقه تبدیل شده اند؟ این در حالیست که ایران با توجه به موقعیت استرتژی و پتانسیل نهفته از موقعیت جغرافیایی خود می توانست به قطب ترانزیت کالای منطقه تبدیل شود و سود سرشار آن را نصیب ملت کنند، اما چنین نشد.&lt;br&gt;&#xA;آیا توان ما همین قدر است؟ آیا توان دیگران از ما بیشتر است؟ مشکل کنونی اقتصاد ایران در کجاست؟&lt;br&gt;&#xA;در کشورهای دیگر دولت با یک برنامه‌ریزی دقیق و منظم، یک راهبرد اقتصادی کلان و ملی را سرلوحه کار خود قرار می‌دهد که شوربختانه چنین سیاست‌های از سوی دولتمردان نظام جمهوری اسلامی یا پیاده نشد یا اگر چنین اهدافی مد نظر داشتند، با دیدگاه‌های ایدئولوژی که فاقد مبنای علمی و ملی بوده است مانع از به ثمر رسیدن آن شدند.&lt;br&gt;&#xA;در فقدان یک سیاست اقتصادی منطبق بر اقتصاد ملی، حکومت جمهوری اسلامی اندیشه‌های سوداگرانه را بر نظام فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه حاکم نموده است و اقتصاد ملی را تبدیل به یک اقتصاد شکننده و ورشکسته کرده است و با این اقتصاد نزار و نحیف و وابسته، در پی مقابله با استکبار هستند؛ استکباری که از هر نظر به آن وابسته اند و همچنین پس از چهار دهه، بسیاری از نهادهای فکری و فیزیکی تاریخی ملت ایران که سازمان‌های اقتصادی می توانستند بر روی آنها قرار گیرند را از بین برده اند و نهادها و سازمان‌هایی که تناسبی با شرایط کنونی و فرهنگ جامعه نداشته را جایگزین آنها کرده اند. از سوی دیگر حکومت با پا فشاری به روند گذشته و عدم ایجاد نهادها و سازمان های جدید و مناسب و نگرش نو، دم از اقتصاد مقاومتی و کوشش برای برنامه ریزی اقتصاد مقاومتی می‌زنند که در عالم واقع بیشتر شبیه یک شوخی بزرگ می‌ماند. اقتصاد مقاومتی پیش شرط هایی می‌خواهد که ما فاقد آن پیش شرط ها هستیم و نظام هیچ گونه کوششی برای فراهم آمدن بستر چنین پیش شرط هایی نکرده است؛ از سوی دیگر نظام حاکم می خواهد با نگرشی که در گذشته با شکست مواجه شده دوباره مقدمه‌های اقتصاد مقاومتی را فراهم کنند. این کار علاوه بر هدر رفتن منابع و تحمیل هزینه آن بر دوش ملت، فرصت‌سوزی تاریخی نیز به همراه دارد بطوریکه هر روز نسبت به دیروز زمان تنگ و تنگ‌تر می شود، عقب ماندگی‌مان نسبت به جهان امروز ملموس‌تر می‌شود و در این میان عده‌ای  با جیغ بنفش فریاد می زنند در توسعه تعجیل نکنید، چرا که فرایندی دراز مدت است! بله، توسعه یک فرایند است آن هم دراز مدت؛ اما این عده از خود نمی‌پرسند پس از چهار دهه ما کجای این فرایند قرار داریم؟ آیا اصلا در فرایند قرار داریم؟ یا  مسببین حال کنونی جامعهو اقتصاد، آیا توان هدایت چنین فرایند بزرگ و تمدن‌ساز را دارند که ژست آن را می گیرند؟ آیا می شود یک دست در رانت قدرت باشد و دیگر دست در رانت مالی آن هم به شکل لجام گسیخته و اراده‌یی هم جهت مهار آن دیده نشود و همچنان در پی چنین فرایندی باشید؟&lt;br&gt;&#xA;چنین فرایندی افراد با فضیلت می خواهد که هم دانایی ملی داشته باشند و هم دانش کافی روز. به دیگر سخن هم متعهد به مام میهن و باشند و هم مجهز به دانش روز و هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند؛ یکی بدون دیگری امور را معطل و جامعه را به نا کجا آباد هدایت می کنند.&lt;br&gt;&#xA;برای فراهم آمدن بستر اقتصاد ملی ما نیازمند اندیشه‌ ملی هستیم که خود شروع به تولید دانش کند و ملت را حول آن مفهوم توانمند سازد. این مفهوم باید بر مبنای مواد و عناصر فرهنگی و تاریخی ملت استوار باشد و این مفهوم چیزی نیست جز مکتب پان‌ایرانیسم. اندیشه‌ایی که از درون خود جوششی تاریخی برای ملت ایران به همراه دارد و دانش و دانایی ملی که از ارکان اصلی پیشرفت و توسعه است را برای ملت به ارمغان می‌آورد، به ملت ایران بار معنایی زیستِ سرافراز می‌بخشید، در جهت استقرار حاکمیت ملت گام می بردارد و ملت را جهت بسیج شدن نه «بسیج کردن» در اداره امور جامعه بویژه فعالیت‌های اقتصادی هدایت می‌کند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
    <item>
      <title>هومن اسکندری: ضرورت و شرایط تشکیل مکتب پان ایرانیسم</title>
      <link>https://paniranist.party/newscontent/content/2205/</link>
      <pubDate>Wed, 12 Dec 2012 09:00:00 +0330</pubDate>
      <guid>https://paniranist.party/newscontent/content/2205/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2012/12/WhatsApp-Image-2022-01-02-at-9.31.20-AM.jpeg&#34;&gt;&lt;img src=&#34;https://paniranist.party/media/uploads/2012/12/WhatsApp-Image-2022-01-02-at-9.31.20-AM.jpeg&#34; alt=&#34;&#34; loading=&#34;lazy&#34;&gt;&lt;/a&gt;&#xA;&lt;p&gt;پانزدهم شهریورماه ، سالروز بنیاد مکتب پان ایرانیسم از راه فرا رسید. در طول حیات یک ملت، روزهای خاص و سرنوشت سازی وجود دارد که این روزها و وقایع رخ داده در آنها، پیوندی شگفت و سرنوشت‌سازبا سرنوشت و اقتدار آن ملت دارد. از جمله این روزهای سرنوشت ساز در تاریخ معاصر ایران می توان به روزهایی چون ۱۴ امرداد ۱۲۸۵ ( صدور فرمان مشروطیت )، ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ ( ملی شدن صنعت نفت )، ۲۱ آذر ۱۳۲۵ ( گریز اهریمن از آذربایجان )و ۱۵ شهریور ۱۳۲۶ ( بنیاد مکتب پان ایرانیسم ) اشاره نمود .&lt;br&gt;&#xA;برای درک اهمیت تشکیل مکتب پان ایرانیسم در تاریخ معاصر ایران، بررسی شرایط جامعه ایران در هنگام بنیاد مکتب ، بررسی عملکرد مکتب و پی آمد های تشکیل آن ضروری به نظر می رسد .&lt;br&gt;&#xA;در حالی که ملت ایران پی آمد های شوم و ناگوار تجزیه بخش های بزرگی از سرزمین ایران و نسل کشی وحشیانه تیره ها و اقوام ایرانی در طول ۲۰۰ سال گذشته را هنوز فراموش نکرده بود، در سوم شهریور ۱۳۲۰ و درخلال جنگ جهانی دوم ، سرزمین ایران بار دیگر به اشغال نیروهای بیگانه (متفقین) درآمد .&lt;br&gt;&#xA;اشغال ایران ، حفظ استقلال ، تمامیت ارضی و اقتدار ملی را به چالشی بزرگ برای ایرانیان تبدیل کرده بود . به تحریک بیگانه در هر گوشه ای از ایران ، از آذربایجان و کردستان گرفته تا بلوچستان ، نواهای شوم تجزیه به گوش می رسید . در حالی که رجال ملی و میهن پرستان خانه نشین شده بودند ، احزاب و گروه های بیگانه گرا و وابسته ، مانند حزب توده ، با اهدافی شوم و ضد ملی به گسترش فعالیت های تخریبی خود دست یازیده بودند . در این میان قدرت های خارجی با حمایت از رجال فاسد و وابستگان خود تلاش داشتند تا با نفوذ در هیات حاکمه از منافع بیشتری در ایران برخوردار شوند .&lt;br&gt;&#xA;در این سال های سخت دو عامل باعث شده بود تا سخن گفتن از ناسیونالیسم چونان گناهی نابخشودنی و کفری بزرگ به نظر آید .&lt;br&gt;&#xA;یکم – شکست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم که سیاست های نژاد پرستانه و فاشیستی آن منجر به ویرانی بخش بزرگی از جهان و قتل عام میلیون ها انسان بی گناه در سراسر گیتی شده بود . این تجاوزات که تحت لوای ناسیونالیسم آلمانی صورت می گرفت ، انزجار افکار عمومی مردم جهان را نسبت به کلیه تفکرات مشابه و حتی واژه های مشابه برانگیخته بود . در این میان قدرت های استعمارگر غربی و شرقی تلاش داشتند تا با متصف کردن نهضت ها و اندیشه های آزادی خواهانه و ملت گرایانه به نژادپرستی و فاشیسم و در نتیجه تضعیف آنها ، راه را برای نفوذ در کشورهای جهان سوم و چپاول و غارت ملت های ستم کشیده هموار نمایند . لذا با سوءاستفاده از افکار عمومی داخلی و جهانی و با استفاده از دستگاه های عظیم و متنوع تبلیغاتی ، هرگونه جنبش ناسیونالیستی ، به ویژه در کشورهای جهان سوم را، مغایر با آزادی خواهی و دموکراسی معرفی کرده و ناسیونالیست ها را زیر تیغ تیز حملات تبلیغی خود قرار می دادند .&lt;br&gt;&#xA;دوم – نظام رضاشاهی  در طول دو دهه پیش از آن ، ناسیونالیسم ایرانی را با اقتدار حکومتی و استبداد پیوند زده بود . رضا شاه و طیفی  از متفکرین آن دوره حرکت ایران به سوی مدرنیسم را تنها با اهرم ناسیونالیسم و در پناه حکومتی مقتدر میسر می دیدند . لذا رضا شاه با توجه به مقتضیات و شرایط حساس جامعه ی ایرانی تلاش داشت تا با تشکیل حکومتی مقتدر و نیرومند ، پروژه سازندگی و مدرنیسم در ایران را به مرحله ی اجرا در آورد .&lt;br&gt;&#xA;این اقتدار حکومتی و استبداد ناشی از آن ، طبعا واکنش های منفی را دربسیاری از مردم ، روشنفکران و فعالین سیاسی جامعه به وجود آورده بود . اگرچه این استبداد در بسیاری از موارد گریبان گیر ملیونی چون دکتر مصدق ، مدرس ، ملک الشعرا بهار و بسیاری دیگر هم شده بود ، اما در سال های بعد از فروپاشی نظام مقتدر و البته مستبد رضاشاهی ، فرصتی فراهم شده بود تا احزاب وابسته ای مانند حزب توده و روشنفکران متعدد وابسته به آن با ملازم و مرادف دانستن ناسیونالیسم و دیکتاتوری ،تبلیغات ضد ناسیونالیستی خود را شدت بیشتری بخشند.&lt;br&gt;&#xA;در این شرایط سخت و دشوار،ندای ایران پرستی و ناسیونالیسم بار دیگر توسط دهها جوان برومند ایرانی در سرزمین ایران صلا داده شد.هسته اولیه مبارزات پان ایرانیستی بعد از شهریور ۱۳۲۰ وتوسط تعدادی نوجوان از جمله محسن پزشکپور،محمد رضا عاملی تهرانی،مهدی بهره مند،پرویز صفیاری،فرید سیاح سپانلو،ابوالقاسم پورهاشمی وعده ای دیگر در محله پل چوبی تهران و با حمله به تانک های متجاوز روسی شکل گرفت.&lt;br&gt;&#xA;به دنبال فعالیت های این نوجوانان و عده ای دیگر از جمله علینقی عالیخانی،مهدی عبده،ناصر معاضدی،داریوش همایون،نادر نادرپور،سیاوش کسرایی،محمود کشفیان،جهانگیر مقدادی و…در باشگاه ایران دوست،نهضت محصلین و حزب رستاخیز ملی، سرانجام (انجمن)در سال ۱۳۲۳ پایه گذاری شد تا محلی باشد برای آموزش نوجوانان میهن پرست و فعالیت های گسترده ملی و ضد بیگانه.واژه پان ایرانیزم به عنوان یک بنیاد فکری وایدیولوژیکی،برای نخستین باردر انجمن و در متن فرمان رییس(توسط محسن پزشکپور) مطرح گردید.&lt;br&gt;&#xA;با گذشت زمان و ورود این جوانان به دانشگاه ودبیرستانها و پختگی بیشتر کوشش های ایران پرستانه،سرانجام مکتب پان ایرانیسم در روز پانزدهم شهریور ۱۳۲۶ تاسیس گردید.به گمان راقم این سطور،از نظر بنیان گذاران مکتب،ضرورت تاسیس و کارکردهای مکتب پان ایرانیسم را می توان در موارد ذیل مورد تحلیل و شناخت قرار داد:&lt;br&gt;&#xA;الف-تشکیل کانون مبارزه و مقاومت ملی در سالهای پس از اشغال ایران&lt;br&gt;&#xA;در این سالها اعضای مکتب ضمن کوشش برای گسترش اندیشه ها و آرمان های میهن پرستانه و ملی،تلاش نمودند تا فضای بسته وخطرناک جامعه برای کوشش های وطن پرستانه را تغییر دهند.این تلاشها نه تنها به صورت مبارزات فکری و فرهنگی در دانشگاه تهران و دبیرستانها که حتی به صورت مبارزات خیابانی و فیزیکی در شهرها با احزاب و گروههای بیگانه گرا و از جمله حزب توده ادامه داشت.مجموع این تلتشها منجر به شکسته شدن جو ارعاب و تهدید گروههای یاد شده و تغییر نسبی اوضاع به سود ملیون گردید که پیامدهای مهم آن را میتوان در جریان ملی شدن صنعت نفت مشاهده نمود.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
